گوسفند
| گوسفند | |
|---|---|
| وضعیت حفاظت | |
اهلیشده | |
| ردهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| رده: | پستانداران |
| تیره: | گاوان |
| زیرخانواده: | بزیان |
| سرده: | قوچومیش |
| گونه: | O. aries |
| نام دوبخشی | |
| Ovis aries | |
| مترادف | |
|
Ovis guineensis لینه، 1758 | |
| صدا | |
| صدا زدنِ گوسفند | |
گوسفند (نام علمی: Ovis aries) یا گوسفند اهلی یک پستاندار نشخوارکننده اهلیشده است که معمولاً بهعنوان دام نگهداری میشود. اگرچه واژهٔ گوسفند میتواند به گونههای دیگری از سردهٔ قوچومیش نیز اشاره داشته باشد، اما در کاربرد روزمره تقریباً همیشه منظور گوسفند اهلی است. گوسفند مانند سایر نشخوارکنندگان، از اعضای راستهٔ جفتسمان،[و ۱] یعنی سمداران زوجانگشت، محسوب میشود. بر اساس آمار سال ۲۰۱۹، حدود ۱٫۲ میلیارد رأس گوسفند اهلی در جهان وجود داشته است که آن را با فاصله، رایجترین گونهٔ گوسفندسانان میسازد. گوسفند مادهٔ بالغ را «میش» مینامند؛ نر بالغِ اختهنشده «قوچ» نامیده میشود و گوسفند جوان «بره» نام دارد.
به احتمال زیاد گوسفندهای اهلی از گوسفندهای وحشی در اروپا و آسیا منشأ گرفتهاند و ایران از نظر جغرافیایی در محدودهٔ اصلی خاستگاه اهلیسازی آنها قرار داشته است.[۱] گوسفند یکی از نخستین حیواناتی بود که برای اهداف کشاورزی اهلی شد و از آن برای تولید پشم، گوشت (بره، گوسفند جوان و گوشت گوسفند بالغ) و شیر گوسفند استفاده میشود. پشم گوسفند پرکاربردترین الیاف حیوانی است و معمولاً از طریق پشمچینی به دست میآید. امروزه گوسفند همچنان برای تولید پشم و گوشت اهمیت زیادی دارد و گاهی نیز برای پوست، تولید لبنیات یا بهعنوان جانور مدل در تحقیقات علمی پرورش داده میشود.
پرورش گوسفند در بیشتر نقاط مسکونی جهان انجام میشود. این فعالیت برای هزاران سال نقشی اساسی در کشاورزی و صنعت نساجی اوراسیا داشته است. در قرن بیستویکم، استرالیا، نیوزیلند، کشورهای جنوب و غرب آمریکای جنوبی، آفریقای جنوبی و جزایر بریتانیا بیش از همه با تولید گوسفند شناخته میشوند. در سالهای اخیر، چین و هند نیز از نظر تعداد مطلق گوسفندان، از بزرگترین گلههای جهان را در اختیار دارند، هرچند گوسفندداری سهم کوچکتری از اقتصاد آنها را تشکیل میدهد.
گوسفند بهعنوان یکی از حیوانات مهم در تاریخ کشاورزی، جایگاه عمیقی در فرهنگ بشری پیدا کرده است. اصطلاحات و تعبیرهای مرتبط با گوسفند در زبانها و نمادپردازی رایج هستند. گوسفند بهعنوان دام، اغلب با تصاویر مربوط به زندگی چوپانی و آرکادی پیوند دارد. این حیوان در اسطورههای بسیاری، از جمله داستان پشم زرین، و همچنین در ادیان بزرگ، بهویژه سنتهای ابراهیمی، حضور دارد. در آیینهای مذهبی باستانی و مدرن نیز از گوسفند بهعنوان حیوان قربانی استفاده شده است.
تاریخ
[ویرایش | اشتراکگذاری]مسیر دقیق تکامل گوسفند اهلی از نیاکان وحشی آن هنوز بهطور کامل مشخص نیست.[۲] رایجترین فرضیه این است که گوسفند اهلی[و ۲] از گونهٔ آسیایی گوسفند وحشی[و ۳] منشأ گرفته است؛ همچنین گوسفند وحشی اروپایی[و ۴] نیز از نوادگان مستقیم همین جمعیت بهشمار میرود. گوسفندان در کنار سگها، (که حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار سال زودتر اهلی شده بودند) از نخستین حیواناتی بودند که به دست انسان اهلی شدند. زمان اهلیسازی گوسفند را حدود ۱۱٬۰۰۰ تا ۹٬۰۰۰ سال پیش از میلاد در بینالنهرین تخمین میزنند.[۳] از آنجا، گوسفندداری در حدود ۷٬۰۰۰ سال پیش از میلاد به مهرگره در درهٔ سند گسترش یافت.[۴][۵] پرورش گوسفند برای استفاده از محصولات ثانویه، و در نتیجه توسعه و اصلاح نژادهای مختلف، احتمالاً در جنوبغربی آسیا یا اروپای غربی آغاز شد.[۶] در ابتدا، گوسفندان بیشتر برای گوشت، شیر و پوست نگهداری میشدند و پشم اهمیت چندانی نداشت. شواهد باستانشناختی حاصل از تندیسهایی که در محوطههای باستانی ایران کشف شدهاند، نشان میدهد که انتخاب و پرورش گوسفندان پشمی ممکن است از حدود ۶٬۰۰۰ سال پیش از میلاد آغاز شده باشد.[۷] با این حال، قدیمیترین لباسهای بافتهشده از پشم متعلق به حدود ۴٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، تقریباً دو هزار سال پس از آغاز احتمالی پرورش گوسفندان پشمی، پیدا شدهاند.[۸]
گوسفندداری بهسرعت در سراسر اروپا گسترش یافت. کاوشهای باستانشناختی نشان میدهند که در حدود ۶٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، در دورهٔ نوسنگی، مردم کاستلنویی[و ۵] در منطقهٔ شاتونوفلماقتیژ، در نزدیکی مارسی امروزی در جنوب فرانسه، از جمله نخستین اروپاییانی بودند که گوسفند اهلی نگهداری میکردند.[۹]تقریباً از همان آغاز شکلگیری تمدن یونان باستان، گوسفند یکی از مهمترین دامهای آن بهشمار میرفت. حتی گفته شده است که یونانیان برای گوسفندان خود نامهای فردی انتخاب میکردند. رومیان باستان نیز گوسفند را در مقیاس گسترده پرورش میدادند و نقش مهمی در گسترش گوسفندداری در سرزمینهای مختلف داشتند. پلینیوس در اثر مشهور خود، تاریخ طبیعی،[و ۶] مطالب فراوانی دربارهٔ گوسفندان و پشم آنها نوشته است.[۱۰] اروپاییانِ مهاجر نیز از سال ۱۴۹۳ میلادی به بعد، پرورش گوسفند را به دنیای جدید، یعنی قارههای آمریکا، منتقل کردند.[۱۱]
ویژگیها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوسفندهای اهلی در مقایسه با بسیاری از نشخوارکنندگان، حیواناتی نسبتاً کوچکاند و معمولاً موهایی موجدار و فرخورده دارند که به آن پشم گفته میشود. در بسیاری از آنها شاخها به شکل یک مارپیچ جانبی رشد میکنند. گوسفندان اهلی از چندین جهت با خویشاوندان و نیاکان وحشی خود تفاوت دارند و در نتیجهٔ انتخاب و اصلاح نژاد توسط انسان، ویژگیهای نئوتنی منحصربهفردی پیدا کردهاند؛ یعنی برخی ویژگیهای دوران جوانی را تا بزرگسالی حفظ کردهاند.[۱۲] برخی از نژادهای ابتدایی گوسفند هنوز تعدادی از ویژگیهای خویشاوندان وحشی خود، مانند دم کوتاه، را حفظ کردهاند. بسته به نژاد، گوسفندان اهلی ممکن است اصلاً شاخ نداشته باشند (که به آنها دام اهلی بیشاخ[و ۷] گفته میشود)، یا هر دو جنس دارای شاخ باشند، یا فقط نرها شاخ داشته باشند. بیشتر نژادهای شاخدار تنها یک جفت شاخ دارند، اما برخی نژادها ممکن است چندین شاخ داشته باشند؛ برای مثال، گوسفند جاکوب میتواند چند شاخ داشته باشد.[۱۳]
یکی دیگر از ویژگیهای منحصربهفرد گوسفندان اهلی در مقایسه با گوسفندان وحشی، تنوع بسیار زیاد رنگ آنهاست. گوسفندان وحشی عمدتاً در طیفهای مختلف قهوهای دیده میشوند و تنوع رنگی در میان یک گونه بسیار محدود است. در مقابل، رنگ گوسفندان اهلی میتواند از سفید خالص تا قهوهای شکلاتی تیره متغیر باشد و حتی شامل گوسفندان خالدار یا دورنگ نیز بشود.[۱۴][۱۵] دامداران گاهی برای شناسایی گوسفندان خود، بهصورت مصنوعی علائم شناسایی[و ۸] را با هر الگو یا رنگی روی بدن آنها ایجاد میکنند.[۱۶] انتخاب گوسفندانی با پشم سفید و مناسب برای رنگرزی از مراحل اولیهٔ اهلیسازی گوسفند آغاز شد. از آنجا که پشم سفید یک صفت غالب ژنتیکی است، این ویژگی بهسرعت در میان گلهها گسترش یافت. با این حال، گوسفندان رنگی همچنان در بسیاری از نژادهای امروزی دیده میشوند و حتی ممکن است در گلههای سفید بهصورت یک ژن مغلوب ظاهر شوند.[۱۷][۱۸] اگرچه پشم سفید برای بازارهای بزرگ و تجاری مطلوبتر است، اما برای پشمهای رنگی نیز یک بازار تخصصی وجود دارد که عمدتاً مربوط به ریسندگی دستی است. ویژگیهای پشم در میان نژادهای مختلف تفاوت زیادی دارد؛ برخی نژادها پشمی متراکم و بسیار فرخورده دارند، در حالی که پشم برخی دیگر بلند و شبیه مو است. حتی در میان اعضای یک گلهٔ واحد نیز ممکن است از نظر نوع و کیفیت پشم تفاوت وجود داشته باشد. به همین دلیل، درجهبندی و دستهبندی پشم[و ۹] یکی از مراحل مهم در فرآوری تجاری الیاف پشم بهشمار میرود.[۱۹]

بسته به نژاد، گوسفندان از نظر قد و وزن تفاوت قابلتوجهی دارند. سرعت رشد و وزن نهایی در بزرگسالی، صفاتی قابلتوارث هستند که اغلب در برنامههای اصلاح نژاد مورد انتخاب قرار میگیرند.[۲۱] وزن میشها معمولاً بین ۴۵ و ۱۰۰ کیلوگرم (۱۰۰ و ۲۲۰ پوند) و وزن قوچها بین ۴۵ و ۱۶۰ کیلوگرم (۱۰۰ و ۳۵۰ پوند) است.[۲۲] هنگامی که تمام دندانهای شیری گوسفند رشد میکنند، حیوان ۲۰ دندان دارد.[۲۳] گوسفند بالغ دارای ۳۲ دندان است. همانند سایر نشخوارکنندگان، دندانهای جلویی فک پایین در مقابل یک صفحهٔ دندانی سخت و بدون دندان در فک بالا قرار میگیرند. گوسفند از این دندانها برای جدا کردن و چیدن گیاهان استفاده میکند و سپس دندانهای عقبی، یعنی دندانهای آسیاب، غذا را پیش از بلعیدن خرد و آسیاب میکنند. نشخوارکنندگان در فک پایین هشت دندان جلویی دارند، اما دربارهٔ اینکه این هشت دندان دقیقاً شامل چه دندانهایی هستند، اختلافنظر وجود دارد. برخی آنها را هشت دندان پیشین میدانند، در حالی که برخی دیگر معتقدند این مجموعه شامل شش دندان پیشین و دو دندان نیش با شکل ظاهری دندان پیشین است؛ بنابراین، فرمول دندانی گوسفند میتواند به یکی از دو شکل زیر بیان شود: ۰٫۰٫۳٫۳۴٫۰٫۳٫۳ یا ۰٫۰٫۳٫۳۳٫۱٫۳٫۳[۲۴] بین دندانهای پیشین و دندانهای آسیاب، فاصلهٔ بزرگی وجود دارد.[۲۵]
در چند سال نخست زندگی گوسفند، میتوان سن آن را از روی دندانهای جلویی تخمین زد، زیرا مجموعهٔ نخست و دوم دندانهای شیری بهتدریج با دندانهای بزرگتر و دائمی جایگزین میشوند. مجموعهٔ کامل هشت دندان جلویی دائمی تقریباً در چهارسالگی کامل میشود. پس از آن، دندانها بهتدریج بر اثر جویدن علف و تغذیه از مراتع ساییده میشوند. با افزایش سن، این فرسایش دندانها باعث میشود گوسفند در خوردن غذا با مشکل بیشتری مواجه شود و در طول زمان سلامت آن نیز تحت تأثیر قرار گیرد. به همین دلیل، گوسفندان اهلی که در شرایط معمولی از مرتع تغذیه میکنند، معمولاً از حدود چهار سالگی به بعد بهتدریج وارد دورهٔ کاهش توانایی و عملکرد میشوند. امید به زندگی گوسفند حدود ۱۰ تا ۱۲ سال است، هرچند برخی گوسفندان ممکن است تا ۲۰ سال نیز عمر کنند. دامداران معمولاً گوسفندانی را که برای تولید گوشت پرورش داده نمیشوند، در حدود ششسالگی از گله حذف یا حذف تولیدی[و ۱۰] میکنند. با این حال، در صورتی که چراگاه کافی در دسترس باشد یا گوسفند از نظر تولیدمثل و بهرهوری عملکرد استثنایی داشته باشد، ممکن است دامدار تصمیم بگیرد مدت بیشتری آن را نگهداری کند.[۲۶][۲۷][۲۸]

گوسفندان شنوایی خوبی دارند و نسبت به صدا حساس هستند.[۲۹] آنها دارای مردمکهای افقی و شکافمانند هستند و از میدان دید محیطی بسیار خوبی برخوردارند. میدان دید گوسفند حدود ۲۷۰ تا ۳۲۰ درجه است؛ بنابراین میتواند بدون چرخاندن سر خود، بخش زیادی از فضای پشت سرش را نیز ببیند.[۳۰] بسیاری از نژادهای گوسفند تنها روی صورت موهای کوتاهی دارند و در برخی نژادها، در صورت وجود پشم روی سر، این پشم به قسمت بالایی سر یا ناحیهٔ زاویهٔ فک محدود میشود. در این نژادها، میدان دید محیطی گسترده حفظ میشود. با این حال، برخی نژادها پشم زیادی روی صورت دارند و در بعضی از افراد این نژادها، اگر پشم اطراف صورت بهتازگی چیده نشده باشد، میدان دید محیطی ممکن است بهشدت کاهش یابد؛ حالتی که به آن «کوری ناشی از پشم»[و ۱۱] گفته میشود.[۳۱] گوسفندان درک عمق ضعیفی دارند. سایهها و فرورفتگیهای سطح زمین ممکن است باعث شوند گوسفند از حرکت به جلو خودداری کند یا دچار تردید شود. بهطور کلی، گوسفندان تمایل دارند از مناطق تاریک به سمت مناطق روشنتر حرکت کنند.[۳۲] همچنین هنگامی که دچار ترس یا آشفتگی میشوند، معمولاً ترجیح میدهند به سمت مناطق مرتفعتر یا سربالایی حرکت کنند. گوسفندان همچنین از حس بویایی بسیار خوبی برخوردارند. همانند سایر گونههای سردهٔ خود، آنها دارای مشک در قسمت جلوی چشمها و همچنین در فاصلهٔ بین انگشتان پا هستند. عملکرد دقیق این غدد هنوز بهطور کامل مشخص نیست.[۳۳] غدد بویایی موجود در صورت ممکن است در رفتارهای مرتبط با تولیدمثل نقش داشته باشند. غدد موجود در پاها نیز احتمالاً با تولیدمثل ارتباط دارند؛ با این حال، عملکردهای دیگری نیز برای آنها پیشنهاد شده است، از جمله ترشح مواد زائد یا ایجاد یک نشانگر بویایی که به گوسفندان گمشده کمک میکند مسیر خود را پیدا کرده و دوباره به گله بازگردند.[۳۳]
مقایسه با بزها
[ویرایش | اشتراکگذاری]گوسفندان و بزها ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و هر دو در زیرخانوادهٔ بزیان[و ۱۲] قرار میگیرند. با این حال، آنها دو گونهٔ جداگانه هستند؛ بنابراین دورگهها بهندرت به وجود میآیند و در صورت تشکیل نیز معمولاً نابارور هستند. دورگهای که از جفتگیری یک میش و یک بز نر به وجود میآید، دورگهٔ گوسفند و بز[و ۱۳] نام دارد. تفاوتهای ظاهری میان گوسفند و بز شامل ریش بزها و بوسهگاه است. دم گوسفندان نیز حتی زمانی که کوتاه یا قطعشده باشد، معمولاً به سمت پایین آویزان است؛ در حالی که دم کوتاه بزها معمولاً به سمت بالا قرار میگیرد. همچنین، بسیاری از نژادهای گوسفند بهطور طبیعی بدون شاخ هستند؛ این ویژگی ممکن است در هر دو جنس یا فقط در مادهها وجود داشته باشد. در مقابل، بزهای بدون شاخِ طبیعی نسبتاً نادر هستند، هرچند در بسیاری از بزها شاخها بهصورت مصنوعی برداشته میشوند. نرهای این دو گونه نیز تفاوت مشخصی دارند. بزهای نر در دوران فصل جفتگیری بوی بسیار قوی و مشخصی پیدا میکنند، در حالی که قوچها چنین بوی شدیدی ایجاد نمیکنند.
پرورش
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوسفند، حیوانی چندمنظوره است. بیش از ۲۰۰ نژاد از گوسفندها شناسایی، ایجاد و پرورش داده شدهاند تا اهداف گوناگونی را برآورده کنند.[۳۴][۳۵] برخی منابع که این اصطلاح را گستردهتر به کار میبرند، تعداد نژادها را بیش از هزار نژاد مختلف اعلام کردهاند.[۳۶][۳۷] با این حال، بیشتر منابع، نژادهای فرعی و نژادهای کماهمیتتری را که در این آمارهای بزرگتر گنجانده شدهاند، به رسمیت نمیشناسند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در سال ۲۰۰۶ تعداد ۱٬۲۲۹ نژاد را ثبت کرده بود.[۳۸] گوسفندان معمولاً بر اساس محصولی که بیشترین قابلیت را برای تولید آن دارند، طبقهبندی میشوند؛ از جمله پشم، گوشت، شیر، پوست یا ترکیبی از این محصولات. ویژگیهای دیگری که برای طبقهبندی گوسفندان مورد استفاده قرار میگیرند عبارتاند از رنگ صورت (معمولاً سفید یا سیاه)، طول دم، وجود یا نبود شاخ و همچنین توپوگرافی و شرایط جغرافیایی که نژاد برای آن پرورش داده شده است. این مورد آخر در بریتانیا اهمیت ویژهای دارد؛ در آنجا نژادها معمولاً به دو گروه نژادهای ارتفاعات (تپهای یا کوهستانی) و نژادهای مناطق پست تقسیم میشوند.[۳۹] برخی گوسفندان نیز از نوع دمچرب هستند و در داخل و اطراف دم خود ذخایر چربی بیشتری دارند.[۴۰] در طبیعت، این چربی ذخیرهشده در دم میتواند مواد مغذی را ذخیره کند و در محیطهای خشک و کمآب یک ویژگی مفید بهشمار میرود. در گوسفندان پرورشی، این نوع معمولاً شامل نژادهای دو منظوره است که در آفریقا و آسیا رواج دارند.[۴۰]
نژادهای گوسفند اغلب بر اساس نوع پشم آنها نیز طبقهبندی میشوند. نژادهای پشم ظریف[و ۱۵] دارای پشمی با فرخوردگی و تراکم زیاد هستند و برای صنعت نساجی مطلوباند. بیشتر این نژادها از گوسفند مرینوس منشأ گرفتهاند و مرینوس همچنان بر صنعت جهانی گوسفند تسلط دارد. نژادهای داونز (Downs) دارای پشمی هستند که از نظر ویژگی بین دو انتهای طیف قرار میگیرد و معمولاً نژادهایی سریعالرشد و گوشتی یا مناسب برای تولید قوچ هستند و صورتهای تیرهرنگ دارند.[۴۱] برخی از نژادهای مهم پشم متوسط، مانند کریدیل،[و ۱۶] نژادهای دو منظورهای هستند که از تلاقی نژادهای دارای پشم بلند و نژادهای دارای پشم ظریف ایجاد شدهاند و برای گلههای تجاری با تولید بالا پرورش داده شدند. نژادهای پشم بلند بزرگترین گوسفندان هستند و پشمی بلند و سرعت رشد نسبتاً کندی دارند. گوسفندان پشمبلند به دلیل قابلیت استفاده در دورگگیری ارزشمند هستند و در ایجاد انواع جدید و ترکیبی گوسفند مورد استفاده قرار گرفتهاند. برای مثال، نژاد آمریکایی کلمبیا از طریق جفتگیری قوچهای لینکلن، که نژادی با پشم بلند هستند، با میشهای رامبویه،[و ۱۷] که پشم ظریف دارند، ایجاد شد.[۲۰]
گوسفندان دارای پشم زبر یا پشم قالی، پشمی با طول متوسط تا بلند و بافتی مشخصاً زبر دارند. نژادهایی که بهطور سنتی برای تولید پشم قالی استفاده میشوند، تنوع زیادی دارند، اما مهمترین ویژگی مورد نیاز این است که پشم آنها در اثر استفادهٔ سنگین از بین نرود یا فرسوده نشود؛ مشکلی که ممکن است در نژادهای دارای پشم ظریف رخ دهد. با کاهش تقاضا برای پشم مناسب قالی، برخی پرورشدهندگان این نوع گوسفند تلاش میکنند از تعدادی از نژادهای سنتی برای کاربردهای جایگزین استفاده کنند. برخی دیگر از این نژادها نیز از ابتدا عمدتاً بهعنوان گوسفند گوشتی پرورش داده میشدند.

گروه کوچکتری از نژادهای گوسفند را نژادهای شیری تشکیل میدهند. نژادهای دو منظوره که ممکن است در درجهٔ اول برای تولید گوشت یا پشم پرورش داده شوند، گاهی بهعنوان حیوانات شیرده نیز مورد استفاده قرار میگیرند؛ اما تعداد کمی از نژادها عمدتاً برای تولید شیر پرورش داده میشوند. این گوسفندان مقدار بیشتری شیر تولید میکنند و معمولاً دورهٔ شیردهی کمی طولانیتری دارند.[۴۲] از نظر کیفیت شیر، میزان چربی و پروتئین شیر گوسفندان شیری با نژادهای غیرشیری متفاوت است، اما میزان لاکتوز تفاوتی ندارد.[۴۳]
آخرین گروه از نژادهای گوسفند، گوسفندان خزدار یا موپوش هستند که اصلاً پشم تولید نمیکنند. گوسفندان موپوش شباهت زیادی به گوسفندان اهلی اولیه دارند که پیش از توسعهٔ نژادهای پشمی نگهداری میشدند و عمدتاً برای گوشت و پوست پرورش مییابند. برخی نژادهای جدید گوسفندان موپوش، مانند دورپر،[و ۱۹] حاصل تلاقی میان نژادهای پشمی و موپوش هستند. برای تولیدکنندگان گوشت، نگهداری گوسفندان موپوش هزینهٔ کمتری دارد، زیرا این گوسفندان به پشمچینی نیاز ندارند. همچنین گوسفندان موپوش در برابر انگلها و آبوهوای گرم مقاومت بیشتری دارند.
در قرنهای بیستم و بیستویکم، تجارت کشاورزی گسترش یافت و در مقابل، تعداد مزارع خانوادگی محلی کاهش پیدا کرد. صاحبان گلههای بزرگ معمولاً ترجیح میدهند تنها «بهترین» نژادها را متناسب با زمین و مراتع در اختیار خود نگهداری کنند و بهویژه نژادهایی را ترجیح میدهند که رشد سریع و باروری بالا دارند. این روند باعث شده است که بسیاری از نژادهای گوسفند در معرض خطر انقراض قرار بگیرند. انجمن حفاظت از نژادهای کمیاب در سال ۲۰۰۸ تخمین زد که ۲۲ نژاد بومی بریتانیا دارای حداکثر ۳٬۰۰۰ رأس ثبتشده یا کمتر بودهاند. همچنین سازمان حفاظت دام در سال ۲۰۰۸، ۸ نژاد در آمریکای شمالی را در گروههای «بحرانی» یا «در معرض تهدید» قرار داد.[۴۴][۴۵][۴۶] در نتیجه، نژادهای میراثی یا سنتی[و ۲۰] به حاشیهٔ صنعت گوسفند رانده شدهاند.[۴۷]
خوراک
[ویرایش | اشتراکگذاری]گیاهخواری
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوسفندان گیاهخوار هستند. بیشتر نژادها ترجیح میدهند از علف و سایر علوفههای زبر و کوتاه تغذیه کنند و از بخشهای چوبی و بلندتر گیاهان که بزها بهراحتی مصرف میکنند، دوری میکنند.[۴۸] هم گوسفندان و هم بزها از لبها و زبان خود برای انتخاب بخشهایی از گیاه استفاده میکنند که هضم آنها آسانتر یا ارزش غذاییشان بیشتر است.[۴۸] با این حال، گوسفندان در مراتع تککشتی که بیشتر بزها عملکرد ضعیفی دارند، بهخوبی چرا میکنند.[۴۸]
مانند همه نشخوارکنندگان، گوسفندان دارای یک دستگاه گوارش پیچیده با چهار بخش هستند که به آنها امکان میدهد سلولز موجود در ساقهها، برگها و پوسته دانهها را به کربوهیدراتهای سادهتر تجزیه کنند. هنگامی که گوسفندان چرا میکنند، پوشش گیاهی را جویده و آن را به تودهای به نام لقمه غذایی تبدیل میکنند که سپس از طریق نگاری وارد شکمبه میشود. شکمبه اندامی با گنجایش ۱۹ تا ۳۸ لیتر (۵ تا ۱۰ گالن) است که در آن خوراک تخمیر میشود.[۲۰] موجودات تخمیرکننده شامل باکتریها، قارچها و تکیاختهها هستند.[۴۹] (از دیگر موجودات مهم شکمبه میتوان به برخی آرکیها اشاره کرد که از دیاکسید کربن، متان تولید میکنند.[۵۰]) این توده غذایی بهطور دورهای دوباره به دهان بازگردانده میشود و به شکل نشخوار برای جویدن بیشتر و ترشح بزاق دوباره جویده میشود.[۲۰] پس از تخمیر در شکمبه، خوراک وارد نگاری و سپس هزارلا میشود. برخی خوراکها، مانند غلات، زمان کمی را در شکمبه سپری میکنند و بهسرعت تخمیر میشوند.[الف] پس از عبور غذا از سه بخش نخست، غذا برای هضم نهایی وارد شیردان میشود و سپس در رودهها پردازش میگردد. شیردان از نظر عملکرد بیشترین شباهت را به معده انسان دارد و گاهی «معده واقعی» نامیده میشود.[۲۰]
علاوه بر علوفه، خوراک اصلی دیگر گوسفندان یونجه است که اغلب در ماههای زمستان مورد استفاده قرار میگیرد.[۵۲] توانایی گوسفندان برای ادامه حیات صرفاً با چرا (حتی بدون یونجه) بسته به نژاد متفاوت است، اما همه گوسفندان میتوانند با این رژیم غذایی زنده بمانند. گوسفندان همچنین به مواد معدنی در رژیم غذایی خود نیاز دارند که میتوانند آنها را بهصورت مخلوطی از مواد معدنی کممقدار یا از طریق سنگهای نمک دریافت کنند.[۵۳] یکی از مشکلات پرورش گوسفند این است که گوسفندان نسبت به سایر دامها بهطور قابلتوجهی در برابر مسمومیت با مس آسیبپذیرتر هستند. مس، اگرچه در مقادیر کم ضروری است، در مقادیر زیاد به یک سم تجمعی برای گوسفندان تبدیل میشود که با سرعت بسیار کمی از بدن آنها دفع میگردد. تغذیه گوسفندان از برخی گیاهان مانند هلیوتروپیوم میتواند باعث آزاد شدن ناگهانی مس ذخیرهشده در کبد شود و در نتیجه به مرگ ناگهانی منجر گردد. همچنین، دامدارانی که بدون دقت مکملهای معدنی مخصوص گاو، خوک یا اسب را که حاوی مقدار زیادی مس هستند در اختیار گله قرار میدهند، ممکن است باعث بیماری و مرگ گوسفندان شوند.[۲۰][۵۴]
چرای گوسفندان
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوسفندان از یک الگوی فعالیت روزانه پیروی میکنند و از طلوع خورشید تا غروب به تغذیه میپردازند و در فواصل مختلف برای استراحت و جویدن نشخوار خود توقف میکنند. مرتع ایدهآل برای گوسفندان، چمنی شبیه چمنزارهای کوتاه و یکدست نیست، بلکه ترکیبی از علفها، حبوبات و گیاهان علفی است.[۵۵] انواع زمینهایی که در آنها گوسفند پرورش داده میشود بسیار متنوع است؛ از مراتعی که بهطور عمدی بذرپاشی و بهسازی شدهاند گرفته تا زمینهای خشن و بومی. گیاهان سمی برای گوسفندان در بیشتر نقاط جهان وجود دارند و شامل ـ اما محدود به ـ گیلاس، برخی گونههای بلوط و بلوطهای آنها، گوجهفرنگی، سرخدار، ریواس، سیبزمینی و رودودندرون هستند. تنها چند برگ از گیاهانی از خانواده رودودندرون، مانند آزالیا، میتواند مرگبار باشد.[۵۶]
گوسفندان عمدتاً گیاهخوار و چراکننده هستند، برخلاف حیوانات برگخوار مانند بزها و گوزنها که شاخوبرگهای بلندتر را ترجیح میدهند. گوسفندان با داشتن صورت باریکتر و لب بالایی شکافته، گیاهان را بسیار نزدیک به سطح زمین میچرند و میتوانند یک مرتع را بسیار سریعتر از گاوها دچار چرای بیش از حد کنند. به همین دلیل، بسیاری از چوپانان از چرای تناوبی فشرده و مدیریتشده استفاده میکنند؛ به این صورت که گله بهطور متناوب در چندین مرتع جابهجا میشود و به گیاهان فرصت داده میشود تا دوباره رشد کنند.[۵۷] گوسفندان هم میتوانند موجب گسترش گونههای مهاجم گیاهی شوند و هم به کنترل آنها کمک کنند. با برهم زدن وضعیت طبیعی مراتع، گوسفندان و سایر دامها میتوانند زمینه را برای گسترش گیاهان مهاجم فراهم کنند. با این حال، گوسفندان ترجیح میدهند گیاهان مهاجمی مانند علف چیت، فرفیون برگدار، کودزو و گلگندم خالدار را نسبت به گونههای بومی مانند درمنه مصرف کنند؛ بنابراین، چرای گوسفندان میتواند برای چرای حفاظتی مؤثر باشد.[۵۸] پژوهشی که در شهرستان ایمپریال، کالیفرنیا انجام شد، چرای برهها را با علفکشها برای کنترل علفهای هرز در مزارع نهال یونجه مقایسه کرد. سه آزمایش نشان دادند که چرای برهها در کنترل علفهای هرز زمستانه به اندازه علفکشها مؤثر بوده است. حشرهشناسان همچنین چرای برهها را با حشرهکشها برای کنترل حشرات در مزارع یونجه زمستانه مقایسه کردند. در این آزمایش، برهها توانستند کنترل حشرات را به اندازه حشرهکشها بهطور مؤثر انجام دهند.[۵۹] از نیروی کار گوسفندان برای چرا همچنین به میزان محدودی برای کنترل گونههای خطرناکی مانند شوکران غولپیکر استفاده شده است.[۶۰]
در قرن بیستویکم، از گوسفندان در کشاورزی خورشیدی نیز استفاده شده است؛ به این صورت که گوسفندان در اطراف آرایههای تولید انرژی خورشیدی به چرا و کنترل پوشش گیاهی میپردازند.[۶۱]
رفتار
[ویرایش | اشتراکگذاری]رفتار گلهای
[ویرایش | اشتراکگذاری]

گوسفندان حیواناتی گلهای و بهشدت اجتماعی هستند؛ بسیاری از رفتارهای گوسفندان را میتوان بر اساس این گرایشها درک کرد. سلسلهمراتب سلطه در گوسفندان و گرایش طبیعی آنها به دنبال کردن یک رهبر به چراگاههای جدید، عوامل محوری در این بودند که گوسفند به یکی از نخستین گونههای دام اهلیشده تبدیل شود.[۶۲] افزون بر این، برخلاف گوزن قرمز و غزال (دو گونه دیگر از سمداران که در دوران پیشاتاریخ اهمیت عمدهای برای تولید گوشت داشتند)، گوسفندان از قلمروها دفاع نمیکنند، هرچند محدودههای زیستی تشکیل میدهند.[۶۳] همه گوسفندان تمایل دارند در نزدیکی دیگر اعضای یک گله گرد هم آیند، هرچند این رفتار با توجه به نژاد متفاوت است؛[۲۹] گوسفندان ممکن است هنگامی که از اعضای گله خود جدا میشوند دچار استرس شوند.[۲۰] هنگام گلهشدن، گوسفندان گرایش شدیدی به دنبال کردن دارند و رهبر ممکن است صرفاً نخستین فردی باشد که حرکت میکند. روابط در گلهها معمولاً در میان گوسفندان خویشاوند نزدیکتر است: در گلههای مختلط از نظر نژاد، زیرگروههایی از یک نژاد یکسان تمایل به شکلگیری دارند و یک میش و فرزندان مستقیم او اغلب در گلههای بزرگ بهصورت یک واحد حرکت میکنند.[۶۴] گوسفندان را میتوان به یک چراگاه محلی خاص (محدوده آشنا) عادت داد، بهگونهای که در چشماندازهای بدون حصار آزادانه سرگردان نشوند. برهها این محدوده آشنا را از میشها یادمیگیرند و اگر تمام گله حذف شود، این رفتار باید دوباره به حیوانات جایگزین آموزش داده شود.[۶۵]
رفتار گلهای در گوسفندان معمولاً تنها در گروههای چهار گوسفند یا بیشتر نشان داده میشود؛ گوسفندان کمتر ممکن است زمانی که تنها هستند یا در کنار تعداد کمی گوسفند دیگر قرار دارند، آنگونه که انتظار میرود واکنش نشان ندهند.[۶۶] از آنجا که گوسفند یک گونه طعمهشونده است، سازوکار دفاعی اصلی آن در هنگام ورود به منطقه فرار، گریختن از خطر است. گوسفندان گرفتار در گوشه ممکن است از طریق کوبیدن سم، پریدن یا گرفتن حالت تهاجمی هشدار دهند. اگر تصمیم به مبارزه بگیرند، حمله کرده و شاخ میزنند؛ بهویژه میشها و همچنین قوچها که از برههای تازهمتولدشده محافظت میکنند.[۶۶]
در مناطقی که گوسفندان هیچ شکارچی طبیعی ندارند، هیچیک از نژادهای بومی گوسفند رفتار گلهای شدیدی از خود نشان نمیدهند.
گلهداری
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوسفندان فراری که با وسوسه غذا به چراگاه بازگردانده میشوند. این روش جابهجایی گوسفندان با گلههای کوچکتر بهترین عملکرد را دارد.
کشاورزان از رفتار گلهای برای کنار هم نگه داشتن گوسفندان در چراگاههای بدون حصار، مانند کشاورزی در مناطق تپهای، و نیز برای جابهجایی آسانتر آنها استفاده میکنند. برای این منظور، چوپانان اغلب از سگهای گله استفاده میکنند. انسانها همچنین میتوانند مستقیماً گوسفندان را گله کنند که این کار بهطور مؤثرتری با وعده غذا انجام میشود؛ برای مثال، نشان دادن یک سطل خوراک به آنها و حمل آن در جهت موردنظر.[۶۷][۶۸] همراه شدن انسانها با تغذیه منظم باعث میشود گوسفندان از انسانها غذا درخواست کنند؛ در واقع آنها رفتاری را که برهها با مادران خود دارند، در مورد انسانها نیز به کار میبرند (برای مثال، بعبع کردن یا فشار دادن بینی خود برای جلب توجه و دریافت غذا).[۱۲]
سلسلهمراتب چیرگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]گوسفندان از طریق مبارزه، تهدید و رقابت، یک سلسلهمراتب چیرگی ایجاد میکنند. حیوانات غالب تمایل دارند نسبت به سایر گوسفندان پرخاشگرتر باشند و معمولاً ابتدا در آخورها غذا میخورند.[۲۰] بهویژه در میان قوچها، اندازه شاخ عاملی در سلسلهمراتب گله است. قوچهایی که شاخهایی با اندازههای متفاوت دارند ممکن است تمایل کمتری به مبارزه برای تعیین ترتیب سلطه داشته باشند، در حالی که قوچهایی با شاخهایی با اندازه مشابه بیشتر چنین تمایلی دارند.[۶۹] مرینوسها دارای سلسلهمراتبی تقریباً خطی هستند، در حالی که در بوردر لسترها هنگام ایجاد یک موقعیت رقابتی برای تغذیه، ساختار کمتر سختگیرانهای وجود دارد.[۷۰]
در گوسفندان، موقعیت یک گوسفند در گلهای که در حال حرکت است، ارتباط زیادی با سلطه اجتماعی دارد، اما هیچ مطالعه قطعیای وجود ندارد که رهبری داوطلبانه و مستمر توسط یک گوسفند خاص را نشان دهد.[۷۱]
در پرورش گوسفند، قوچهای ناآشنا اغلب برای تعیین سلطه با یکدیگر شاخبهشاخ میشوند؛ قوچها ممکن است در چنین درگیریهایی به یکدیگر آسیب برسانند. معمولاً توصیه میشود قوچها برای یک یا دو روز در نزدیکی یکدیگر، اما بهگونهای نگهداری شوند که نتوانند به یکدیگر آسیب برسانند. قوچها همچنین ممکن است به نگهدارندگان انسانی خود شاخ بزنند، بهویژه اگر در زمان حضور برهها، بهطور نادرستی و بیش از حد دوستانه با آنها رفتار شود.[۲۰][۷۲]
هوش و توانایی یادگیری
[ویرایش | اشتراکگذاری]گوسفندان اغلب حیواناتی کمهوش تصور میشوند.[۳۳] با وجود این برداشتها، یک تکنگاشت از دانشگاه ایلینوی دربارهٔ گوسفندان گزارش کرده است که هوش آنها اندکی پایینتر از خوکها و همسطح گاوهاست.[۷۳] در مطالعهای که در سال ۲۰۰۱ در مجله Nature منتشر شد، کنت ام. کندریک و دیگران گزارش کردند: «گوسفندان گوسفندان و انسانهای منفرد را از طریق چهرههایشان تشخیص میدهند و به آنها جذب میشوند، زیرا دارای سامانههای عصبی تخصصیافته مشابهی در لوبهای گیجگاهی و لوبهای پیشانی هستند… گوسفندان منفرد میتوانند چهره ۵۰ گوسفند متفاوت دیگر را برای بیش از ۲ سال به خاطر بسپارند».[۷۴][۷۵] افزون بر تشخیص بلندمدت چهره افراد، گوسفندان میتوانند حالتهای عاطفی را نیز از طریق ویژگیهای چهره تشخیص دهند.[۷۶][۷۷] اگر با صبر و حوصله با گوسفندان کار شود، ممکن است نام خود را یاد بگیرند و بسیاری از گوسفندان برای هدایت شدن با افسار در نمایشگاهها و اهداف دیگر آموزش داده شدهاند.[۷۸] گوسفندان همچنین به آموزش کلیکری واکنش خوبی نشان دادهاند.[۷۹] در موارد نادری، از گوسفندان بهاندازه کافی بزرگ بهعنوان حیوانات بارکش استفاده شده است، عمدتاً در آسیای مرکزی، مانند آنچه توسط شیونگنوها انجام میشد. در چند مکان در تبت و نپال این سنت همچنان ادامه دارد.[۸۰]
گزارش شده است که برخی گوسفندان ظاهراً توانایی حل مسئله از خود نشان دادهاند؛ گفته میشود گلهای در وست یورکشایر انگلستان، راهی برای عبور از شبکههای عبور دام با غلت زدن به پشت خود پیدا کرده است، هرچند مستندات این موضوع بر گزارشهای حکایتگونه متکی بوده است.[۸۱]
آواها
[ویرایش | اشتراکگذاری]صداهایی که گوسفندان اهلی تولید میکنند شامل بعبع، خرخر، غرغر و پوفکردن از بینی است. بعبع کردن («baaing») بیشتر برای ارتباط تماسی، بهویژه میان مادر و برهها، استفاده میشود، اما گاهی نیز میان دیگر اعضای گله رخ میدهد.[۸۲] بعبع هر گوسفند ویژگی متمایزی دارد و به میش و برههایش امکان میدهد آواهای یکدیگر را تشخیص دهند.[۸۳] ارتباط صوتی میان برهها و مادرشان طی چند هفته پس از زایمان به سطح بسیار پایینی کاهش مییابد.[۸۴] بسته به سن گوسفند و شرایط، انواع مختلفی از بعبع ممکن است شنیده شود. جدا از ارتباط تماسی، بعبع ممکن است نشاندهنده پریشانی، ناکامی یا بیصبری باشد؛ بااینحال، گوسفندان معمولاً هنگام درد ساکت هستند. انزوا معمولاً باعث بعبع کردن گوسفندان میشود.[۸۵] میشهای باردار ممکن است هنگام زایمان خرخر کنند.[۸۶] قوچ در هنگام جفتجویی صداهای غرغرمانندی تولید میکند؛ میش نیز ممکن است صداهای غرغر نسبتاً مشابهی ایجاد کند، بهویژه هنگامی که در کنار بره نوزاد خود است.[۸۷] پوفکردن از بینی (بازدم انفجاری از سوراخهای بینی) ممکن است نشاندهنده پرخاشگری یا هشدار باشد[۸۸][۸۹] و اغلب در گوسفندان ترسیده ایجاد میشود.[۹۰]
حواس
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در نژادهای گوسفندی که فاقد پشم صورت هستند، میدان دید گسترده است. در ۱۰ گوسفند (از نژادهای کمبریج، للین و کوهستانی ولزی که فاقد پشم صورت هستند)، میدان دید از ۲۹۸° تا ۳۲۵° متغیر بود و میانگین آن ۳۱۳٫۱° بود؛ همپوشانی دوچشمی نیز از ۴۴٫۵° تا ۷۴° متغیر بود و میانگین آن ۶۱٫۷° بود.[۹۱] در برخی نژادها، پشم نتراشیده صورت میتواند میدان دید را محدود کند؛ در برخی افراد، این میزان ممکن است برای ایجاد «کوری ناشی از پشم» کافی باشد. در ۶۰ گوسفند مرینوس، میدانهای دید از ۲۱۹٫۱° تا ۳۰۳٫۰° متغیر بود و میانگین آن ۲۶۹٫۹° بود، و میدان دوچشمی از ۸٫۹° تا ۷۷٫۷° متغیر بود و میانگین آن ۴۷٫۵° بود؛ ۳۶٪ از اندازهگیریها بهوسیله پشم محدود شده بودند، هرچند عکسهای آزمایشها نشان میدهند که پس از پشمچینی تنها رشد مجدد محدودی از پشم صورت رخ داده بود. افزون بر پشم صورت (در برخی نژادها)، محدودیتهای میدان دید میتواند شامل گوشها و (در برخی نژادها) شاخها نیز باشد؛ بنابراین میدان دید را میتوان با کج کردن سر گسترش داد.[۹۲] چشمهای گوسفندان دوربینی بسیار کمی دارند و آستیگماتیسم در آنها نیز اندک است. چنین ویژگیهای بینایی احتمالاً باعث ایجاد تصویری بهخوبی متمرکز روی شبکیه از اشیای موجود در فاصله متوسط و دور میشود.[۹۳][۹۴] از آنجا که چشم گوسفند فاقد تطابق است، ممکن است انتظار داشت تصویر اشیای بسیار نزدیک تار باشد، اما پرده درخشان و تصویر بزرگ شبکیهای چشم گوسفند میتوانند تصویری نسبتاً واضح از اشیای نزدیک فراهم کنند و دید کافی از فاصله نزدیک ممکن است تا طول پوزه وجود داشته باشد.[۹۵] درک خوب عمق، که از اطمینان گوسفندان در راه رفتن استنباط شده بود، در آزمایشهای «پرتگاه بصری» تأیید شد؛[۹۶][۹۷] پاسخهای رفتاری نشاندهنده درک عمق در برههای یکروزه دیده میشود.[۹۸] تصور میشود گوسفندان دید رنگی دارند و میتوانند میان انواع مختلف رنگها تمایز قائل شوند: سیاه، قرمز، قهوهای، سبز، زرد و سفید.[۹۹]
بینایی بخش حیاتی ارتباط گوسفندان است و آنها هنگام چرا تماس بصری خود را با یکدیگر حفظ میکنند.[۱۰۰] هر گوسفند سر خود را به سمت بالا میبرد تا موقعیت دیگر گوسفندان گله را بررسی کند. این نظارت مداوم احتمالاً همان چیزی است که گوسفندان را هنگام حرکت در حین چرا در یک گله نگه میدارد. گوسفندان هنگام جدا شدن از یکدیگر دچار استرس میشوند؛ این استرس در صورتی کاهش مییابد که آینهای در اختیار آنها قرار گیرد، که نشان میدهد دیدن گوسفندان دیگر باعث کاهش استرس میشود.[۱۰۱]
چشایی مهمترین حس در گوسفندان است و ترجیحات آنها نسبت به علوفه را تعیین میکند؛ گیاهان شیرین و ترش ترجیح داده میشوند و گیاهان تلخ معمولاً بیشتر پس زده میشوند. لامسه و بینایی نیز در ارتباط با ویژگیهای خاص گیاه، مانند آبدار بودن و شکل رشد، اهمیت دارند.[۱۰۲] قوچ از اندام وومرونازال خود (که گاهی اندام یاکوبسون نامیده میشود) برای حس کردن فرومونهای میشها و تشخیص زمان فحلی آنها استفاده میکند.[۱۰۳] میش از اندام وومرونازال خود برای شناسایی زودهنگام بره نوزادش استفاده میکند.[۱۰۴]
تولیدمثل
[ویرایش | اشتراکگذاری]

گوسفندان از راهبرد تولیدمثل مشابهی با دیگر حیوانات گلهای پیروی میکنند. گروهی از میشها معمولاً توسط یک قوچ جفتگیری میشوند که یا توسط پرورشدهنده انتخاب شده است یا در جمعیتهای وحشیشده، از طریق رقابت فیزیکی با قوچهای دیگر برتری خود را تثبیت کرده است.[۱۰۵] بیشتر گوسفندان فصلی تولیدمثل میکنند، هرچند برخی قادرند در تمام طول سال تولیدمثل کنند. میشها معمولاً در سن شش تا هشت ماهگی و قوچها معمولاً در چهار تا شش ماهگی به بلوغ جنسی میرسند.[۱۰۶] بااینحال، استثناهایی وجود دارد. برای مثال، برهمیشهای فینشیپ ممکن است از سه تا چهار ماهگی وارد بلوغ شوند و میشهای مرینوس گاهی در ۱۸ تا ۲۰ ماهگی به بلوغ میرسند.[۱۰۷] میشها دارای چرخههای فحلی هستند که در آنها بهطور متوسط هر ۱۷ روز، حدود ۳۰ ساعت در حالت فحلی قرار دارند، اگرچه این مدت در میشهای مختلف میتواند در محدوده ۱۲ تا ۴۸ ساعت متفاوت باشد. میشها نشانههای بیرونی اندکی از فحلی نشان میدهند؛ بهترین نشانه این است که آنها قوچها را دنبال میکنند و سپس برای جفتگیری بیحرکت میایستند. این امر باعث شده است چوپانان از «قوچهای آزمایشی» (قوچهای وازکتومیشده یا اختهشده) برای تشخیص میشهایی که هنوز جفتگیری نکردهاند و به زمان بیشتری در کنار قوچ جفتگیر نیاز دارند، یا باید حذف شوند، استفاده کنند.[۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰]
در گوسفندان وحشیشده، قوچهای بالغ بیشتر سال را در گروههای کاملاً نر زندگی میکنند، اما در فصل تولیدمثل پاییزی، که معمولاً فصل جفتگیری نامیده میشود، به گلههای ماده میپیوندند. قوچهای دارای رتبه بالا برای دفاع از میشهای فحل در برابر نرهای رقیب، در درگیریهای شدید رودررو و ضربه زدن با پهلو شرکت میکنند. این رقابتها مصرف علوفه آنها را کاهش میدهد و میتواند نرهای بالغ را در برابر گرسنگی زمستانی آسیبپذیر کند و در نتیجه، در بهار بعد نسبت جنسی نابرابری میان نرها و مادههای بالغ ایجاد شود.[۱۱۱]
پس از جفتگیری، دوره آبستنی گوسفندان حدود پنج ماه است و زایمان طبیعی یک تا سه ساعت طول میکشد.[۱۱۲] بیشتر نژادها یک یا دو بره به دنیا میآورند و برخی تبارها گاهی سه بره یا بیشتر تولید میکنند.[۲۰][۱۱۳] در طول زایمان یا اندکی پس از آن، میشها و برهها ممکن است در محوطههای کوچک زایمان نگهداری شوند؛ این محوطهها برای کمک به مشاهده دقیق میشها و نیز تقویت پیوند میان آنها و برههایشان طراحی شدهاند.[۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶]

مامایی گوسفندان میتواند مشکلساز باشد. پرورشدهندگان گوسفند با انتخاب گزینشی میشهایی که طی نسلهای متوالی چندین فرزند با وزن تولد بالاتر تولید میکنند، ناخواسته باعث شدهاند برخی گوسفندان اهلی در مقایسه با خویشاوندان وحشی خود در زایمان با مشکل بیشتری مواجه شوند. از نظر مالی، برای پرورشدهنده گوسفند بهصرفه است که در زایمانهای دشوار مداخله کرده و به نجات میش و بره آن کمک کند، اما این امر تأثیر انتخاب طبیعی در تقویت زایمان آسانتر و ایمنتر را کاهش داده و در عوض بهرهوری اوج بالاتر را مورد ترجیح قرار داده است.[۱۱۷][۱۱۸] در صورت بروز مشکل، انسانهای حاضر هنگام زایمان میتوانند با بیرون آوردن برهها یا تغییر وضعیت آنها به میش کمک کنند.[۱۱۹] پس از تولد، میشها در حالت ایدهآل کیسه آمنیوتیک را پاره میکنند (اگر در جریان زایمان پاره نشده باشد) و شروع به لیسیدن و تمیز کردن بره میکنند.[۱۲۰] بیشتر برهها ظرف یک ساعت پس از تولد شروع به ایستادن میکنند.[۱۲۰] در شرایط عادی، برهها پس از ایستادن شیر میخورند و آغوز حیاتی را دریافت میکنند. برههایی که قادر به شیر خوردن نیستند یا توسط میش پذیرفته نمیشوند، برای زنده ماندن به کمک نیاز دارند، مانند تغذیه با شیشه یا پذیرفته شدن و شیر خوردن توسط میش دیگری.[۱۲۱]
بیشتر برهها زندگی خود را با تولد در فضای باز آغاز میکنند. هنگامی که چند هفته از تولد برهها میگذرد، علامتگذاری بره، نصب پلاک گوش، قطع دم و اختهکردن انجام میشود.[۱۲۲] واکسیناسیون نیز معمولاً در همین دوره انجام میشود. برای سهولت شناسایی گوسفندان در آینده، پلاکهای گوش دارای شماره نصب میشوند یا علامت گوش اعمال میشود. قطع دم معمولاً ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از تولد انجام میشود (برای جلوگیری از اختلال در پیوند مادر و بره و مصرف آغوز) و برای به حداقل رساندن درد، استرس، زمان بهبودی و عوارض، حداکثر تا یک هفته پس از تولد انجام میشود.[۱۲۳][۱۲۴] اختهکردن برههای نر زمانی در هفته نخست زندگی و طبق رویههای قرن بیستم بهسرعت انجام میشد، اما اکنون معمولاً در حدود سه یا چهار هفتگی انجام میشود. نخستین دوره واکسیناسیون (معمولاً ضد کلستریدیایی) معمولاً در حدود ۱۰ تا ۱۲ هفتگی انجام میشود؛ یعنی زمانی که انتظار میرود غلظت پادتنهای مادری که از طریق آغوز بهصورت غیرفعال دریافت شدهاند، به اندازه کافی کاهش یافته باشد تا امکان ایجاد ایمنی فعال فراهم شود.[۱۲۵][۱۲۶][۱۲۷] میشها اغلب سالانه، حدود سه هفته پیش از زایمان، دوباره واکسینه میشوند تا در نخستین ساعات پس از زایمان، غلظت بالایی از پادتنها در آغوز فراهم شود.[۱۲۸] برههای نری که قرار است ذبح شوند یا پیش از رسیدن به بلوغ جنسی از میشها جدا شوند، معمولاً اخته نمیشوند.[۱۲۹] میولسینگ روشی بحثبرانگیز است که امروزه رو به کاهش است و با ایجاد زخم در قسمت عقبی بدن گوسفند، خطر حمله مگسها را کاهش میدهد و نیاز به اصلاح و تمیزکاری مکرر قسمت عقبی بدن را کمتر میکند؛ در جاهایی که هنوز مجاز است، این کار در سن ۲ تا ۸ هفتگی انجام میشود. گروههای حقوق حیوانات نسبت به همه این اقدامات اعتراض کردهاند، اما کشاورزان از آنها دفاع میکنند و میگویند این اقدامات باعث صرفهجویی در هزینه میشود و تنها درد موقتی ایجاد میکند.[۱۳۰]
گوسفندان تنها گونه پستاندار، بهجز انسان، هستند که رفتار همجنسگرایانه انحصاری از خود نشان میدهند.[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳] حدود ۱۰٪ از قوچها از جفتگیری با میشها خودداری میکنند اما بهراحتی با قوچهای دیگر جفتگیری میکنند،[۱۳۴] و ۳۰٪ از تمام قوچها دستکم نوعی رفتار همجنسگرایانه نشان میدهند.[۱۳۵][۱۳۶] افزون بر این، تعداد کمی از مادههایی که در رحم همراه با یک جنین نر بودهاند (یعنی بهعنوان دوقلوهای ناهمسان)، فریمارتین هستند (حیوانات مادهای که از نظر رفتاری ویژگیهای نرانه دارند و فاقد تخمدانهای فعال هستند).[۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹][۱۴۰]
سلامت
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوسفندان ممکن است قربانی سموم، بیماریهای عفونی و آسیبهای جسمی شوند. گوسفندان بهعنوان یک گونه طعمه، سعی میکنند نشانههای بیماری را پنهان کنند تا هدف شکارچیان قرار نگیرند. این امر میتواند باعث شود چوپانان بیدقت، نشانههای گوسفندی را که به کمک نیاز دارد نادیده بگیرند.[۱۴۱] بااینحال، برخی نشانههای بیماری آشکار هستند؛ گوسفندان بیمار غذای کمی میخورند، بیش از حد دراز میکشند و بهطور کلی بیحال هستند.[۱۴۲]
در طول تاریخ، بخش زیادی از هزینه و نیروی کار در پرورش گوسفند صرف پیشگیری از بیماریهای گوسفندان شده است. در گذشته، چوپانان اغلب با آزمایش و خطا در مزرعه، روشهای درمانی ایجاد میکردند. در برخی کشورهای توسعهیافته، از جمله ایالات متحده، گوسفندان اهمیت اقتصادی کافی برای شرکتهای دارویی ندارند تا آزمایشهای بالینی پرهزینهای را که برای تأیید بیش از تعداد نسبتاً محدودی از داروها برای استفاده در گوسفندان لازم است، انجام دهند.[۱۴۳] استفاده از داروها در گوسفندان خارج از موارد مصرف تأییدشده، در بسیاری از حوزههای قضایی و با رعایت محدودیتهای خاص مجاز است.[ب] در قرنهای بیستم و بیستویکم، اقلیتی از صاحبان گوسفند برای درمان مشکلات دامپزشکی گوسفندان به درمانهای جایگزین مانند هومیوپاتی و گیاهدرمانی روی آوردهاند.[۲۰] اثربخشی طب دامپزشکی جایگزین با تردید دانشمندان علوم کشاورزی مواجه شده است.[۱۴۵] کشاورزی ارگانیک دارای گواهی برای گوسفندان مستلزم اجتناب از برخی داروهاست و همین امر باعث شده برخی چوپانان نگهداری دو گله را توصیه کنند؛ گلهای از گوسفندان سالم و خوششانس که بلافاصله درمان نمیشوند و در گله ارگانیک باقی میمانند، در حالی که هر گوسفندی که به داروهای ضدانگلی یا آنتیبیوتیکها نیاز داشته باشد، به یک گله معمولی منتقل میشود.[۱۴۶]
بسیاری از پرورشدهندگان برای جلوگیری از مشکلات، اقدامات پیشگیرانه گوناگونی انجام میدهند. کنترل اختلاط گوسفندان میتواند از گسترش بیماری از گلهای به گله دیگر جلوگیری کند. این کار میتواند شامل بررسی سلامت گوسفندان پیش از انتقال یا خرید آنها و قرنطینه کردن گوسفندان جدید به مدت دو یا سه هفته باشد. تغذیه مناسب و بهداشت خوب نیز سلامت گوسفندان را به میزان زیادی بهبود میبخشد.[۲۰] اجتناب از سموم مهم است؛ سموم رایجی که گوسفندان ممکن است با آنها مواجه شوند عبارتاند از اسپریهای آفتکش، کود معدنی، روغن موتور و مایع خنککننده رادیاتور حاوی اتیلن گلیکول.[۲۰]
کاهش استرس در گوسفندان نیز برای سلامت آنها مهم است. مهار کردن، انزوا، صداهای بلند، موقعیتهای جدید، درد، گرما، سرمای شدید، خستگی و سایر عوامل استرسزا میتوانند باعث ترشح کورتیزول، یک هورمون استرس، به میزانهایی شوند که ممکن است نشاندهنده مشکلات رفاهی باشند.[۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰] استرس بیش از حد میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.[۱۵۱] «تب حملونقل» (مانهایمایوز ریوی، که پیشتر پاستورلوز نامیده میشد) بیماری نگرانکنندهای است که میتواند در نتیجه استرس، بهویژه هنگام حملونقل و/یا جابهجایی، ایجاد شود.[۱۵۲][۱۵۳] درد، ترس و چندین عامل استرسزای دیگر میتوانند باعث ترشح اپینفرین (آدرنالین) شوند. ترشح قابلتوجه اپینفرین در روزهای پایانی پیش از کشتار میتواند بر کیفیت گوشت تأثیر منفی بگذارد (از طریق ایجاد گلیکوژنولیز و از بین بردن ماده اولیه لازم برای اسیدیشدن طبیعی گوشت پس از کشتار) و باعث شود گوشت بیشتر مستعد استقرار باکتریهای عامل فساد شود.[۱۵۴]

گوسفندی آلوده به اُرف، بیماریای که از طریق تماس پوستی به انسان منتقل میشود.
هم انگلهای خارجی و هم انگلهای داخلی شایعترین بیماریها در گوسفندان هستند و میتوانند بهرهوری آنها را کاهش دهند یا حتی باعث مرگ آنها شوند. برای مقابله با این مشکل، روشهای رایج دارویی پیشگیرانه برای گوسفندان شامل واکسیناسیون و انواع درمانهای دارویی است.[۲۰] کرمها شایعترین انگلهای داخلی هستند و شامل کرمهای گرد، کرمهای نواری، فلوکهای کبدی و موارد دیگر میشوند. آنها هنگام چرا بلعیده میشوند، در بدن گوسفند رشد میکنند و از طریق دستگاه گوارش دفع میشوند و چرخه را دوباره آغاز میکنند. کرمها در موارد خفیف میتوانند باعث اسهال (scouring) و در موارد شدید باعث مرگ شوند. داروهای خوراکی ضدانگلی که با نام داروهای کرمکش شناخته میشوند، برای درمان کرمها به گله داده میشوند؛ گاهی پیش از آن، تعداد تخمهای کرم در مدفوع شمارش میشود تا میزان آلودگی ارزیابی شود. پس از آن، ممکن است گوسفندان به چراگاه جدیدی منتقل شوند تا از بلعیدن دوباره همان انگلها جلوگیری شود.[۱۵۵] انگلهای خارجی گوسفندان شامل شپشها، کِدهای گوسفندی، مگسهای بینی، مایتهای خارش گوسفندی و لاروهای مگس هستند. کِدها انگلهای خونخواری هستند که باعث سوءتغذیه عمومی و کاهش بهرهوری میشوند، اما کشنده نیستند. لاروها مربوط به مگسهای اوِستری و مگسهای لاشه هستند که معمولاً Lucilia sericata یا خویشاوند آن L. cuprina هستند. لاروهای مگس باعث عارضه بسیار مخرب مگسزدگی میشوند. مگسها تخمهای خود را در زخمها یا پشم مرطوب و آلوده به کود میگذارند؛ هنگامی که لاروها از تخم خارج میشوند، در گوشت گوسفند نفوذ میکنند و در صورت درمان نشدن، در نهایت باعث مرگ آن میشوند. افزون بر سایر روشهای درمانی، پیرایش قسمت عقبی بدن (چیدن پشم از قسمت پشتی بدن گوسفند) یک روش پیشگیرانه رایج است. برخی کشورها میولسینگ را مجاز میدانند؛ روشی که شامل برداشتن پوست قسمت پشتی بدن برای جلوگیری از مگسزدگی است و معمولاً زمانی انجام میشود که گوسفند بره است.[۱۵۶][۱۵۷] مگسهای بینی، لاروهای مگس هستند که در سینوسهای گوسفند زندگی میکنند و باعث دشواری تنفس و ناراحتی میشوند. نشانههای رایج شامل ترشح از مجرای بینی، عطسه و حرکات شدید مانند تکان دادن سر هستند. انگلهای خارجی را میتوان با استفاده از محلولهای پشتمالی، اسپریها یا حمامهای غوطهوری گوسفند کنترل کرد.[۲۰][۱۵۸]

طیف گستردهای از بیماریهای باکتریایی و ویروسی بر گوسفندان تأثیر میگذارند. بیماریهای سُم، مانند پوسیدگی سم و سوختگی سم، ممکن است رخ دهند و با حمام سم و سایر روشهای درمانی معالجه میشوند. پوسیدگی سم در بیش از ۹۷٪ گلهها در بریتانیا وجود دارد.[۱۵۹] این بیماریهای دردناک باعث لنگش میشوند و تغذیه را مختل میکنند. بیماری یونه گوسفندی یک بیماری تحلیلبرنده است که گوسفندان جوان را تحت تأثیر قرار میدهد. بیماری زبان آبی یک بیماری منتقله از طریق حشرات است که باعث تب و التهاب غشاهای مخاطی میشود. طاعون نشخوارکنندگان کوچک (یا peste des petits ruminants) یک بیماری ویروسی بسیار مسری و اغلب کشنده است که گوسفندان و بزها را مبتلا میکند. گوسفندان همچنین ممکن است دچار حساسیت نوری اولیه[۱۶۰] یا ثانویه شوند. کزاز نیز میتواند از طریق زخمهای ناشی از پشمچینی، قطع دم، اختهکردن یا واکسیناسیون، گوسفندان را مبتلا کند. این عامل بیماریزا همچنین میتواند توسط انسانهای غیربهداشتی که هنگام زایمان به میشها کمک میکنند، وارد دستگاه تولیدمثل شود[۱۶۱][۱۶۲]
برخی بیماریهای گوسفندان به انسان منتقل میشوند. اُرف (که با نامهای دهان دلمهای، اکتیمای مسری یا زخم دهان نیز شناخته میشود) یک بیماری پوستی است که ضایعاتی ایجاد میکند و از طریق تماس پوست با پوست منتقل میشود.[۱۶۳] سیاهزخم پوستی نیز بیماری پشمچینها نامیده میشود، زیرا هاگهای آن میتوانند از طریق پشم شستهنشده منتقل شوند. جدیتر از آن، عواملی که میتوانند باعث سقط خودبهخودی واگیر در گوسفندان شوند، بهراحتی به زنان باردار منتقل میشوند. همچنین بیماری پریونی اسکرپی و ویروس عامل تب برفکی (FMD) نگرانکننده هستند، زیرا هر دو میتوانند گلهها را نابود کنند. مورد دوم خطر اندکی برای انسان دارد. در جریان همهگیری تب برفکی سال ۲۰۰۱ در بریتانیا، صدها گوسفند معدوم شدند و برخی نژادهای نادر بریتانیایی به دلیل این بیماری در معرض خطر انقراض قرار گرفتند.
از میان ۶۰۰٬۳۰۰ گوسفندی که در سال ۲۰۰۴ برای اقتصاد ایالات متحده از دست رفتند، ۳۷٫۳٪ در اثر شکارچیان و ۲۶٫۵٪ در اثر نوعی بیماری از بین رفتند. مسمومیت ۱٫۷٪ از مرگهای غیرمولد را تشکیل میداد.[۱۶۴]
هنگامی که همه راههای دیگر بینتیجه باشند، دامپزشکان میتوانند روی لاشه گوسفند مرده کالبدگشایی انجام دهند. اگرچه برای نجات آن گوسفند آشکارا خیلی دیر شده است، این کار میتواند به درک علت مرگ و تشخیص وجود یک تهدید گستردهتر برای گله کمک کند.[۲۰]
شکار
[ویرایش | اشتراکگذاری]
بهجز انگلها و بیماریها، شکارشدن یک تهدید برای گوسفندان و سودآوری گوسفندداری است. گوسفندان در مقایسه با سایر گونههایی که بهعنوان دام نگهداری میشوند، توانایی کمی برای دفاع از خود دارند. حتی اگر گوسفندان از یک حمله جان سالم به در ببرند، ممکن است بر اثر جراحات خود یا صرفاً از ترس و وحشت بمیرند.[۲۰] بااینحال، تأثیر شکارچیان بسته به منطقه بهشدت متفاوت است. در آفریقا، استرالیا، قاره آمریکا و بخشهایی از اروپا و آسیا، شکارچیان یک مشکل جدی هستند. برای مثال، در ایالات متحده، بیش از یکسوم مرگ گوسفندان در سال ۲۰۰۴ ناشی از شکارچیان بود.[۱۶۵] برخی کشورها از این مشکل در امان هستند؛ برای مثال، شکارچیان تا حد زیادی در نیوزیلند نگرانی محسوب نمیشوند.[۱۶۶] در سراسر جهان، سگسانان—از جمله سگهای اهلی—مسئول بیشتر مرگومیر گوسفندان هستند.[۱۶۷][۱۶۸][۱۶۹] حیوانات دیگری که گاهی گوسفندان را شکار میکنند شامل گربهسانان، خرسها، پرندگان شکاری، کلاغها و خوکهای وحشی هستند.[۱۷۰][۲۰]
گوسفندداران برای مقابله با شکارچیان از طیف گستردهای از روشها استفاده کردهاند. چوپانان پیشامدرن از حضور خود، سگهای نگهبان دام و سازههای حفاظتی مانند آغل و حصار استفاده میکردند. حصارکشی (هم حصارهای معمولی و هم برقی)، نگهداری گوسفندان در آغل در شب و زایمان در فضای سرپوشیده، همگی همچنان بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند.[۱۷۱] چوپانان مدرنتر از اسلحه، تلهها و سموم برای کشتن شکارچیان استفاده میکردند[۲۰] که باعث کاهش چشمگیر جمعیت شکارچیان شد. در پی جنبشهای زیستمحیطی و حفاظت از طبیعت، استفاده از این روشها اکنون در بیشتر کشورهای توسعهیافته معمولاً تحت نظارت سازمانهای دولتی ویژه قرار دارد.[۱۷۲]
در دهه ۱۹۷۰، استفاده از سگهای نگهبان دام دوباره افزایش یافت و گوسفندداران روشهای جدیدی برای کنترل شکارچیان توسعه دادند که بسیاری از آنها غیرکشنده بودند.[۱۷۳] از الاغها و لاماهای نگهبان نیز بر اساس اصولی مشابه سگهای نگهبان دام استفاده شده است.[۲۰] چرا دادن چندگونهای، معمولاً همراه با دامهای بزرگتر مانند گاو یا اسب، ممکن است به دور نگه داشتن شکارچیان کمک کند، حتی اگر این گونهها بهطور فعال از گوسفندان نگهبانی نکنند.[۱۷۴] افزون بر نگهبانان حیوانی، واحدهای گوسفندداری امروزی ممکن است از بازدارندههای غیرکشنده شکارچیان، مانند چراغهای فعالشونده با حرکت و آژیرهای بلند، استفاده کنند؛ اگرچه به نظر میرسد نور بسیار مؤثرتر از صدا باشد.[۱۷۵]
اهمیت اقتصادی
[ویرایش | اشتراکگذاری]| Global گوسفند stock | |
|---|---|
| in 2021 | |
| Number in millions | |
| 1. چین | ۱۸۶٫۴ (۱۴٫۵۱٪) |
| 2. هند | ۷۴٫۳ (۵٫۷۸٪) |
| 3. استرالیا | ۶۸ (۵٫۲۹٪) |
| 4. نیجریه | ۴۸٫۶ (۳٫۷۸٪) |
| 5. ایران | ۴۵٫۳ (۳٫۵۳٪) |
| 6. ترکیه | ۴۵٫۲ (۳٫۵۲٪) |
| 7. چاد | ۴۱٫۸ (۳٫۲۵٪) |
| 8. سودان | ۴۱ (۳٫۱۹٪) |
| 9. اتیوپی | ۳۸٫۶ (۳٪) |
| 10. پادشاهی متحد | ۳۳ (۲٫۵۷٪) |
| World total | 1,284.9 |
| Source: UN فائو | |
گوسفندان بخش مهمی از اقتصاد کشاورزی جهان هستند. اگرچه از نظر تاریخی اهمیت و جایگاه بسیار بالایی داشتند، اما در قرن بیستم جایگاه آنها تحت تأثیر سایر گونههای دام، بهویژه خوک، مرغ و گاو، کاهش یافت.[۱۷۶] چین، استرالیا، هند، نیجریه و ایران دارای بزرگترین گلههای امروزی هستند و هم نیازهای محلی و هم نیازهای صادراتی به پشم و گوشت گوسفند را تأمین میکنند.[۱۷۷][۱۷۸] کشورهای دیگری مانند نیوزیلند گلههای کوچکتری دارند، اما به دلیل صادرات محصولات گوسفندی، همچنان تأثیر اقتصادی بینالمللی زیادی دارند. گوسفندان همچنین در اقتصادهای محلی، مانند بازارهای خاص متمرکز بر کشاورزی ارگانیک یا کشاورزی پایدار و مشتریان غذای محلی، نقش دارند.[۲۰][۱۷۹][۱۸۰] بهویژه در کشورهای در حال توسعه، چنین گلههایی ممکن است بخشی از کشاورزی معیشتی باشند، نه یک نظام تجاری. خود گوسفندان نیز میتوانند در اقتصادهای مبادلهای وسیلهای برای دادوستد باشند.

گوسفندان اهلی طیف گستردهای از مواد خام را فراهم میکنند. پشم یکی از نخستین منسوجات و در طول هزاران سال از نظر تاریخی مهم بوده است. در اواخر قرن بیستم، قیمت پشم بهشدت شروع به کاهش کرد. این امر نتیجه محبوبیت و قیمت پایین الیاف مصنوعی بود که تقاضا را کاهش داد، و همچنین افزایش اندازه گلهها در چین که پشم را با هزینه پایین عرضه میکرد.[۱۸۱][۱۸۲] برای برخی صاحبان گوسفند، هزینه پشمچینی بیشتر از سود حاصل از پشم چیدهشده است.ر از پشم گوسفند بهعنوان ماده اولیه برای ساخت محصولاتی مانند عایق پشمی برای ساختمانها استفاده میشود.[۱۸۳] در قرن بیستویکم، فروش گوشت بره و گوسفند سودآورترین فعالیت در صنعت گوسفند است، اگرچه گوشت گوسفند در مقایسه با مرغ، خوک یا گوشت گاو کمتر مصرف میشود.[۱۸۴]
پوست گوسفند نیز برای ساخت لباس، کفش، قالیچه و سایر محصولات استفاده میشود. محصولات جانبی حاصل از کشتار گوسفندان نیز ارزشمند هستند: پی گوسفند را میتوان در ساخت شمع و صابون استفاده کرد، استخوان و غضروف گوسفند برای ساخت وسایل تراشیدهشده مانند تاس و دکمه و همچنین چسب و ژلاتین فرآوریشده به کار رفته است.[۲۰] روده گوسفند را میتوان به روکش سوسیس تبدیل کرد. دیواره روده، بهویژه در برهها، از نظر تاریخی بهعنوان کتگات برای بخیههای جراحی، زهکشی راکتهای تنیس و زه سازهای موسیقی زهی استفاده میشده است.[۱۸۵] فضولات گوسفند که سرشار از سلولز هستند، حتی استریل و با مواد سنتی خمیر کاغذ مخلوط شدهاند تا کاغذ ساخته شود.[۱۸۶] لانولین، ماده چرب و ضدآب که بهطور طبیعی در پشم گوسفند یافت میشود، بهعنوان پایهای برای مواد آرایشی و بهعنوان روانکننده در محصولات دیگر استفاده میشود.[۱۸۷]
برخی کشاورزانی که گوسفند نگهداری میکنند، از فروش گوسفندان زنده نیز سود کسب میکنند. تأمین بره برای برنامههای جوانان مانند 4-H و شرکت در رقابتهای نمایشگاههای کشاورزی یکی از گزینههاست.[۲۰] کشاورزان همچنین ممکن است برای فروش حیوانات اصیل ثبتشده، روی یک نژاد خاص گوسفند تمرکز کنند و همچنین خدمات اجاره قوچ برای جفتگیری ارائه دهند.[۲۰] گزینه جدیدتر برای کسب درآمد از گوسفندان زنده، اجاره گلهها برای چرا است؛ این «خدمات چمنزنی» برای حذف پوشش گیاهی ناخواسته از فضاهای عمومی و کاهش خطر آتشسوزی اجاره میشوند.[۲۰]
با وجود کاهش تقاضا و قیمت محصولات گوسفندی در بسیاری از بازارها، گوسفندان در مقایسه با سایر دامها مزایای اقتصادی مشخصی دارند. آنها به جایگاههای گرانقیمت نیاز ندارند[۱۱۴]، مانند جایگاههایی که در دامداری فشرده مرغ و خوک استفاده میشود. آنها استفاده کارآمدی از زمین دارند؛ میتوان پنج تا هفت میش و فرزندانشان را در فضایی نگهداری کرد که یک گاو و گوسالهاش به آن نیاز دارند.[۲۰][۱۸۸] گوسفندان همچنین میتوانند گیاهانی مانند علفهای هرز مضر را که بیشتر حیوانات دیگر به آنها دست نمیزنند مصرف کنند و در مدت زمان کوتاهتری تعداد بیشتری نوزاد تولید کنند.[۲۰] برخلاف بیشتر گونههای دام، هزینه پرورش گوسفند لزوماً به قیمت محصولات خوراکی مانند غلات، سویا و ذرت وابسته نیست.[۱۸۹] در کنار هزینه پایینتر گوسفند باکیفیت، همه این عوامل در مجموع باعث کاهش هزینههای سربار برای تولیدکنندگان گوسفند میشوند و در نتیجه پتانسیل سودآوری بیشتری را برای کشاورز کوچک فراهم میکنند.[۱۸۹] گوسفندان بهویژه برای تولیدکنندگان مستقل، از جمله مزارع خانوادگی با منابع محدود، سودمند هستند، زیرا صنعت گوسفند یکی از معدود انواع کشاورزی حیوانی است که توسط کسبوکارهای کشاورزی بهصورت یکپارچه عمودی درنیامده است.[۲۰] بااینحال، گلههای کوچک، از ۱۰ تا ۵۰ میش، اغلب سودآور نیستند، زیرا معمولاً بهخوبی مدیریت نمیشوند. دلیل اصلی این است که مکانیزهکردن آنها عملی نیست و در نتیجه بازده بهازای هر ساعت نیروی کار به حداکثر نمیرسد. گلههای کوچک مزرعهای عموماً صرفاً برای کنترل علفهای هرز در کانالهای آبیاری نگهداری میشوند یا بهعنوان یک سرگرمی مورد استفاده قرار میگیرند.[۱۹۰]
به عنوان غذا
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]یادداشت
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ این موضوع در پرورش گوسفند نیز ملاحظات عملی مهمی دارد. گوسفندانی که در واحدهای پرواربندی نگهداری میشوند، برای افزایش وزن پیش از کشتار با رژیمهای غذایی سرشار از غلات تغذیه میشوند؛ اما اگر بهدرستی با این رژیم سازگار نشده باشند، تخمیر سریع غلات در شکمبه میتواند باعث اسیدوز و بیماری شود.[۵۱]
- ↑ در ایالات متحده، برای مثال، مقررات حاکم بر استفاده از داروها در حیوانات خارج از موارد مصرف تأییدشده، در بخش ۵۳۰ از عنوان ۲۱ مجموعه مقررات فدرال (Code of Federal Regulations) آمده است.[۱۴۴]
واژهنامه
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Artiodactyla
- ↑ نام علمی: Ovis aries
- ↑ نام علمی: O. gmelini
- ↑ نام علمی: Ovis aries musimon
- ↑ Castelnovien
- ↑ Naturalis Historia
- ↑ polled
- ↑ smit marks
- ↑ wool classing
- ↑ culling
- ↑ wool blindness
- ↑ Caprinae
- ↑ sheep-goat hybrid
- ↑ Barbados Blackbelly
- ↑ Fine wool
- ↑ Corriedale
- ↑ Rambouillet
- ↑ Australian White
- ↑ Dorper
- ↑ Heritage / Heirloom breeds
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Alberto, Florian J.; Boyer, Frédéric; Orozco-Terwengel, Pablo; Streeter, Ian; Servin, Bertrand; De Villemereuil, Pierre; Benjelloun, Badr; Librado, Pablo; Biscarini, Filippo; Colli, Licia; Barbato, Mario; Zamani, Wahid; Alberti, Adriana; Engelen, Stefan; Stella, Alessandra; Joost, Stéphane; Ajmone-Marsan, Paolo; Negrini, Riccardo; Orlando, Ludovic; Rezaei, Hamid Reza; Naderi, Saeid; Clarke, Laura; Flicek, Paul; Wincker, Patrick; Coissac, Eric; Kijas, James; Tosser-Klopp, Gwenola; Chikhi, Abdelkader; Bruford, Michael W.; et al. (2018). "Convergent genomic signatures of domestication in sheep and goats". Nature. 9 (1): 813. Bibcode:2018NatCo...9..813A. doi:10.1038/s41467-018-03206-y. ISSN 2041-1723. PMC 5840369. PMID 29511174. S2CID 3684417.
- ↑ Hiendleder S, Kaupe B, Wassmuth R, Janke A (2002). "Molecular analysis of wild and domestic sheep questions current nomenclature and provides evidence for domestication from two different subspecies". Proc. Biol. Sci. 269 (1494): 893–904. Bibcode:2002PBioS.269..893H. doi:10.1098/rspb.2002.1975. PMC 1690972. PMID 12028771.
- ↑ Krebs, Robert E.; Carolyn A. (2003). Groundbreaking Scientific Experiments, Inventions & Discoveries of the Ancient World. Westport, CT: Greenwood Press. ISBN 978-0-313-31342-4.
- ↑ Franke, Ute (January 2016). "Prehistoric Balochistan: Cultural Developments in an Arid Region". In Markus Reindel; Karin Bartl; Friedrich Lüth; Norbert Benecke (eds.). Palaeoenvironment and the Development of Early Settlements (in English). VML, Verlag Marie Leidorf. ISBN 978-3-86757-395-5. Archived from the original on 15 March 2022. Retrieved 31 July 2020.
- ↑ Meadow, Richard H. (1991). Harappa Excavations 1986–1990 A Multidisciplinary Approach to Third Millennium Urbanism. Madison Wisconsin: PREHISTORY PRESS. pp. 94 Moving east to the Greater Indus Valley, decreases in the size of cattle, goat, and sheep also appear to have taken place starting in the 6th or even 7th Millennium BC (Meadow 1984b, 1992). Details of that phenomenon, which I have argued elsewhere was a local process at least for sheep and cattle (Meadow 1984b, 1992).
- ↑ Chessa, B.; Pereira, F.; Arnaud, F.; et al. (2009). "Revealing the History of Sheep Domestication Using Retrovirus Integrations". Science. 324 (5926): 532–536. Bibcode:2009Sci...324..532C. doi:10.1126/science.1170587. PMC 3145132. PMID 19390051.
- ↑ Ensminger 2002, p. 6.
- ↑ Smith, Aseltine & Kennedy 1997, p. 8.
- ↑ Max Escalon de Fonton, L'Homme avant l'histoire, p. 16–17, in Histoire de la Provence, Editions Privat, Toulouse, 1990. See also F. Bourdier, Préhistoire de France (Paris, 1967) and G. Bailloud, Les civilisations Néolithiques de la France (Paris, 1955).
- ↑ Pliny the Elder (1855) [77]. "Naturalis Historia". Perseus Digital Library. Tufts University. pp. Chapters 72–75. Archived from the original on 7 January 2010. Retrieved 29 December 2007.
- ↑ Ensminger 2002, pp. 10–11.
- 1 2 Budiansky 1999, pp. 97–102.
- ↑ Ensminger 2002, pp. 56, 297–298.
- ↑ "Natural Colored Sheep". Rare Breeds Watchlist. Rocky Mountain Natural Colored Sheep Breeders Association. January 2007. Archived from the original on 24 June 2013. Retrieved 5 January 2008.
- ↑ "An introduction to coloured sheep". British Coloured Sheep Breeders Association. Archived from the original on 10 November 2007. Retrieved 5 January 2008.
- ↑ Longhi, Cassandra (29 September 2021). "Why do sheep have paint on them?". Archived from the original on 26 January 2023. Retrieved 26 January 2023.
- ↑ "Natural Colored Sheep". Rare Breeds Watchlist. Rocky Mountain Natural Colored Sheep Breeders Association. January 2007. Archived from the original on 24 June 2013. Retrieved 5 January 2008.
- ↑ "An introduction to coloured sheep". British Coloured Sheep Breeders Association. Archived from the original on 10 November 2007. Retrieved 5 January 2008.
- ↑ SPH8 2015, pp. 1139–1140.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 Simmons & Ekarius 2019.
- ↑ Ensminger 2002, pp. 69–71.
- ↑ Melinda J. Burrill (2004). "Sheep". World Book. Mackiev.
- ↑ Fails, Anna Dee; Magee, Christianne (2018). Anatomy and Physiology of Farm Animals (Eighth ed.). Wiley Blackwell. pp. 371–376. ISBN 978-1-119-23971-0.
- ↑ "Dental Anatomy of Ruminants from Colorado State University". Vivo.colostate.edu. 7 November 2001. Archived from the original on 28 September 2011. Retrieved 14 April 2014.
- ↑ Fails, Anna Dee; Magee, Christianne (2018). Anatomy and Physiology of Farm Animals (Eighth ed.). Wiley Blackwell. pp. 371–376. ISBN 978-1-119-23971-0.
- ↑ Ensminger 2002, pp. 321–322.
- ↑ Schoenian, Susan. "Sheep Basics". Sheep101.info. Archived from the original on 15 November 2007. Retrieved 27 November 2007.
- ↑ Smith, Aseltine & Kennedy 1997, p. 19.
- 1 2 Smith, Aseltine & Kennedy 1997, p. 5.
- ↑ Shulaw, William P. (2006). Sheep Care Guide. American Sheep Industry Association. Archived from the original on 9 August 2019. Retrieved 8 September 2008.
- ↑ Terrill, C. E.; Hazel, L. N. (1946). "Heritability of neck folds and face covering in range Rambouillet lambs as evaluated by scoring". J. Anim. Sci. 5 (2): 170–179. doi:10.2527/jas1946.52170x. PMID 20985519.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- 1 2 3 Smith, Aseltine & Kennedy 1997, pp. 3–4.
- ↑ Ensminger 2002, p. 15.
- ↑ "Sheep (Ovis aries)". Breeds of Livestock. Oklahoma State University Dept. of Animal Science. Archived from the original on 6 November 2007. Retrieved 2 November 2007.
- ↑ Cathy M. Dwyer (31 July 2008). The Welfare of Sheep. シュプリンガー・ジャパン株式会社. pp. 56–. ISBN 978-1-4020-8552-9. Archived from the original on 11 May 2013. Retrieved 15 October 2010.
- ↑ Per Jensen (2009). The ethology of domestic animals: an introductory text. CABI. pp. 162–. ISBN 978-1-84593-536-8. Archived from the original on 11 May 2013. Retrieved 15 October 2010.
- ↑ FAO. 2007. State of the world's animal genetic resources for food and agriculture
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- 1 2 Ryder 2007, pp. 89–90, 222–225.
- ↑ D'Arcy, J.B. , Sheep Management & Wool Technology, NSW University Press, 1986, شابک ۰−۸۶۸۴۰−۱۰۶−۴
- ↑ Pulina, Giuseppe; Roberta Bencini (2004). Dairy Sheep Nutrition. CABI Publishing. ISBN 978-0-85199-595-3. Archived from the original on 15 March 2022. Retrieved 1 November 2020.
- ↑ Pulina et al. p. 2.
- ↑ Rare Breeds Survival Trust (UK) (January 2008). "Sheep". Rare Breeds Watchlist. Archived from the original on 22 June 2008. Retrieved 7 September 2008.
- ↑ Rare Breeds Survival Trust (UK) (2008). "Watchlist". A numerical guide to the 2008 Watchlist categories. Archived from the original on 31 July 2008. Retrieved 7 September 2008.
- ↑ "Conservation Priority List", livestockconservancy.org, The Livestock Conservancy, archived from the original on 25 October 2010, retrieved 3 September 2013
- ↑ Wooster 2005, pp. 17–21.
- 1 2 3 Pugh, pp. 19.
- ↑ Van Soest, P. J. 1994. Nutritional ecology of the ruminant. 2nd ed. Cornell Univ. Press. 476 pp.
- ↑ Wright, A. -D. G.; et al. (2004). "Molecular diversity of rumen methanogens from sheep in Western Australia". Appl. Environ. Microbiol. 70 (3): 1263–1270. Bibcode:2004ApEnM..70.1263W. doi:10.1128/aem.70.3.1263-1270.2004. PMC 368393. PMID 15006742.
- ↑ Jolly, San; Cottle, David J. (2010). "14. Feeding". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 351, 364. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ Wooster 2005, pp. 53–60.
- ↑ Cottle, David J. (2010). "13. Digestion and Metabolism". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 321–324. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ Wooster 2005, p. 68.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ "Sheep grazing reduces pesticide use in alfalfa". ucanr.org. University of California Agriculture and Natural Resources. Archived from the original on 25 May 2010. Retrieved 11 May 2009.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ Simmons & Ekarius 2009, p. 143.
- ↑ "Sheep grazing reduces pesticide use in alfalfa". ucanr.org. University of California Agriculture and Natural Resources. Archived from the original on 25 May 2010. Retrieved 11 May 2009.
- ↑ "Sheep Grazing as a Management Tool to Control Giant Hogweed | Scottish Invasive Species Initiative". Archived from the original on 2025-01-16. Retrieved 2025-02-06.
- ↑ Gasch, Adam; Lara, Rafael; Pearce, Joshua M. (2025-03-01). "Financial analysis of agrivoltaic sheep: Breeding and auction lamb business models". Applied Energy. 381 125057. Bibcode:2025ApEn..38125057G. doi:10.1016/j.apenergy.2024.125057. ISSN 0306-2619.
- ↑ Budiansky 1999, pp. 65–67.
- ↑ Clutton-Brock, J. , (1987). A Natural History of Domesticated Mammals. Cambridge University Press, Cambridge pp.55
- ↑ Weaver 2005, p. 17.
- ↑ "Sheep taught to stay put". BBC News. 3 November 2001. Archived from the original on 21 June 2006. Retrieved 29 April 2006.
- 1 2 Weaver 2005, pp. 18, 50–51, 57.
- ↑ Wooster 2005, pp. 73–75.
- ↑ Weaver 2005, p. 53.
- ↑ Budiansky 1999, pp. 78–79.
- ↑ Squires, V.R.; Daws, G.T. (1975). "Leadership and dominance relationships in Merino and Border Leicester sheep". Applied Animal Ethology. 1 (3): 263–274. doi:10.1016/0304-3762(75)90019-x.
- ↑ Squires, V.R.; Daws, G.T. (1975). "Leadership and dominance relationships in Merino and Border Leicester sheep". Applied Animal Ethology. 1 (3): 263–274. doi:10.1016/0304-3762(75)90019-x.
- ↑ Wooster 2005, pp. 108–110.
- ↑ Weaver 2005, pp. 14–15.
- ↑ Kendrick, Keith; da Costa AP; Leigh AE; Hinton MR; Peirce JW (November 2001). "Sheep don't forget a face". Nature. 414 (6860): 165–6. Bibcode:2001Natur.414..165K. doi:10.1038/35102669. PMID 11700543. S2CID 4405566. 11700543.
- ↑ Morell, Virginia (March 2008). "Animal Minds". National Geographic Magazine. 213 (3). The National Geographic Society: 47.
- ↑ Kendrick, Keith; da Costa AP; Leigh AE; Hinton MR; Peirce JW (November 2001). "Sheep don't forget a face". Nature. 414 (6860): 165–6. Bibcode:2001Natur.414..165K. doi:10.1038/35102669. PMID 11700543. S2CID 4405566. 11700543.
- ↑ Morell, Virginia (March 2008). "Animal Minds". National Geographic Magazine. 213 (3). The National Geographic Society: 47.
- ↑ Weaver 2005, pp. 56, 84.
- ↑ Weaver 2005, p. 138.
- ↑ Weaver 2005, p. 74.
- ↑ Wainwright, Martin (30 July 2004). "Pennine spot where sheep won't be fenced in". The Guardian. Archived from the original on 28 August 2013. Retrieved 17 June 2008.
- ↑ Lynch, J.J. , G. N Hinch and D. B. Adams. (1992). The Behaviour Of Sheep: Biological Principles And Implications For Production. CABI, Wallingford. 237 pp.
- ↑ Fraser, A. F. and D. M. Broom. (1997). Farm Animal Behaviour And Welfare. 3rd Ed. CABI, Wallingford, UK. 437 pp.
- ↑ Lynch, J.J. , G. N Hinch and D. B. Adams. (1992). The Behaviour Of Sheep: Biological Principles And Implications For Production. CABI, Wallingford. 237 pp.
- ↑ Vince, M. A. , A. E. Billing, B. A. Baldwin, J. N. Toner and C. Weller. (1985). Maternal vocalizations and other sounds in the fetal lamb's sound environment. Early Human Development, 11: 179–190.
- ↑ Dwyer, C.M. (ed.) (2008). The Welfare Of Sheep. CABI, Wallingford, UK. 366 pp.
- ↑ Lynch, J.J. , G. N Hinch and D. B. Adams. (1992). The Behaviour Of Sheep: Biological Principles And Implications For Production. CABI, Wallingford. 237 pp.
- ↑ Lynch, J.J. , G. N Hinch and D. B. Adams. (1992). The Behaviour Of Sheep: Biological Principles And Implications For Production. CABI, Wallingford. 237 pp.
- ↑ Houpt, K. A. (2005). Domestic Animal Behavior For Veterinarians And Animal Scientists. Blackwell Publishers, Ames, Iowa. 506 pp.
- ↑ Hurnik, J. F. (1995) Dictionary of Farm Animal Behavior, quoted at Department of Animal Sciences, Purdue University بایگانیشده در ۳ مارس ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine
- ↑ Piggins, D. and C. J. C. Phillips. 1996. The eye of the domesticated sheep and its implications for vision. Animal Science. 62: 301–308.
- ↑ Hutson, G. D. 1980. Visual field, restricted vision and sheep movement in laneways. Appl. Anim. Ethol. 6: 175–187.
- ↑ Piggins, D. and C. J. C. Phillips. 1996. The eye of the domesticated sheep and its implications for vision. Animal Science. 62: 301–308.
- ↑ Hutson, G. D. 1980. Visual field, restricted vision and sheep movement in laneways. Appl. Anim. Ethol. 6: 175–187.
- ↑ Piggins, D. and C. J. C. Phillips. 1996. The eye of the domesticated sheep and its implications for vision. Animal Science. 62: 301–308.
- ↑ Hutson, G. D. 1980. Visual field, restricted vision and sheep movement in laneways. Appl. Anim. Ethol. 6: 175–187.
- ↑ Hargreaves, A. L. and G. D. Hutson. 1997. Handling systems for sheep. Livestock Production Science 49: 121–138.
- ↑ Menzies, R. G. 1995. The etiology of phobias: a nonassociative account. Clin. Psych. Rev. 15: 23–48.
- ↑ Alexander, G. and Shillito, E.E. (1978). Maternal responses in Merino ewes to artificially coloured lambs. Applied Animal Ethology, 4: 141–152
- ↑ Kilgour, R. , (1977). Design sheep yards to suit the whims of sheep. N.Z. Farmer, 98(6): 29–31
- ↑ Parrott, R.F. , (1990). Physiological responses to isolation in sheep. Social Stress in Domestic Animals, Kluwer Academic Publishers, Dordrecht, Netherlands: 1990. 212 -226
- ↑ Krueger, W.C. , Laycock, W.A. and Price, D.A. , (1974). Relationships of taste, smell, sight and touch on forage selection. Journal of Range Management, 27(4): 258–262
- ↑ Ungerfeld, R.; Ramos, M. A.; Möller, R. (2006). "Role of the vomeronasal organ on ram's courtship and mating behaviour and on mate choice among oestrous ewes". Appl. Anim. Behav. Sci. 99 (3–4): 248–252. doi:10.1016/j.applanim.2005.10.016.
- ↑ Booth, K. K.; Katz, L. S. (2000). "Role of the vomeronasal organ in neonatal offspring recognitions in sheep". Biol. Reprod. 63 (3): 353–358. doi:10.1095/biolreprod63.3.953. PMID 10952943.
- ↑ Wooster 2005, pp. 103–110.
- ↑ Wooster 2005, pp. 112–113.
- ↑ Jainudeen, M. R. et al. 2000, "Sheep and goats". In: Hafez, E. S. E. and B. Hafez (eds.) Reproduction in farm animals. 7th ed. Lippincott, Williams and Wilkins. pp. 172–181.
- ↑ SPH8 2015, pp. 1005, 1012.
- ↑ Ensminger 2002, p. 83.
- ↑ Wooster 2005, p. 111.
- ↑ Clutton-Brock, Tim H. (2003). "Population Dynamics in Soay Sheep". Soay Sheep: Dynamics and Selection in an Island Population. Cambridge Univeristy Press. pp. 64–70.
- ↑ Wooster 2005, pp. 71, 124.
- ↑ "Quintuplet birth takes sheep breeder by surprise". Prague Daily Monitor. Czech News Agency. 24 January 2008. Archived from the original on 29 January 2008. Retrieved 25 January 2008.
- 1 2 Smith, Aseltine & Kennedy 1997, pp. 31–32.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ Wooster 2005, pp. 122–123.
- ↑ Budiansky 1999, pp. 122–23.
- ↑ Celi, Pietro; Bush, Russel (2010). "10. Pregnancy, lambing and survival". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 223–249. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ Wooster 2005, pp. 125–128.
- 1 2 Wooster 2005, pp. 118–119.
- ↑ Smith, Aseltine & Kennedy 1997, pp. 110–111.
- ↑ Wooster 2005, pp. 145–147.
- ↑ MAFF (UK) 2000. Sheep: codes of recommendations for the welfare of livestock. Ministry of Agriculture, Fisheries and Food, London.
- ↑ Canadian Veterinary Medical Association. Position Statement, March 1996.
- ↑ "Covexin 8 (Canada) for Animal Use". Drugs.com. Archived from the original on 15 April 2014. Retrieved 14 April 2014.
- ↑ Tizard, I. R. 2000. Veterinary Immunology: An Introduction. 6th ed. Saunders.
- ↑ de la Rosa, C.; et al. (1997). "Vaccination schedules to raise antibody concentrations against epsilon-toxin of Clostridium perfringens in ewes and their triplet lambs". J. Anim. Sci. 75 (9): 2328–2334. doi:10.2527/1997.7592328x. PMID 9303449.
- ↑ Kimberling, C. V. (1988). Jensen and Swift's diseases of sheep (3rd ed.). Philadelphia: Lea & Fibiger.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ Simmons & Ekarius
- ↑ Poiani, Aldo; Dixson, A. F. (2010). Animal Homosexuality: A Biosocial Perspective. Cambridge, England: Cambridge University Press. p. 179. ISBN 978-1-139-49038-2.
This makes O. aries (ram) only the second mammal known, apart from humans, capable of displaying exclusive homosexuality.
- ↑ Levay, Simon (2017). Gay, Straight, and The Reason Why: The Science of Sexual Orientation (2nd ed.). Cambridge, Massachusetts: Oxford University Press. pp. 38, 119. ISBN 978-0-19-029737-4 – via Google Books.
- ↑ Roselli CE; Reddy RC; Kaufman KR (2011). "The development of male-oriented behavior in rams". Frontiers in Neuroendocrinology. 32 (2). Amsterdam: Elsevier: 164–9. doi:10.1016/j.yfrne.2010.12.007. PMC 3085551. PMID 21215767.
- ↑ Levay, Simon (2017). Gay, Straight, and The Reason Why: The Science of Sexual Orientation (2nd ed.). Cambridge, Massachusetts: Oxford University Press. pp. 38, 119. ISBN 978-0-19-029737-4 – via Google Books.
- ↑ Scrivener, C. J. (2005). "Social Behavior and Behavioral Problems". Merck Manual of Veterinary Medicine (9th ed.). Whitehouse Station, New Jersey, USA: Merck & Co. p. 1312. ISBN 978-0-911910-50-6 – via Internet Archive.
- ↑ Roselli CE, Stormshak F (March 2009). "Prenatal programming of sexual partner preference: the ram model". Journal of Neuroendocrinology. 21 (4). Hoboken, New Jersey, USA: Wiley-Blackwell: 359–64. doi:10.1111/j.1365-2826.2009.01828.x. PMC 2668810. PMID 19207819.
- ↑ Padula, A.M. (2005). "The freemartin syndrome: an update". Animal Reproduction Science. 87 (1/2): 93–109. doi:10.1016/j.anireprosci.2004.09.008. PMID 15885443.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:خدمت بایگانی منسوخ (رده) - ↑ Parkinson, T. J.; et al. (2001). "Inter-relationships among gonadotrophins, reproductive steroids and inhibin in freemartin ewes". Reproduction. 122 (3): 397–409. doi:10.1530/rep.0.1220397. PMID 11597305.
- ↑ Szatkowska, I.; Switonski, M. (1996). "Evidence on hereditary occurrence of placental anastomoses in heterosexual twins in sheep". Hereditas. 124 (2): 107–110. doi:10.1111/j.1601-5223.1996.t01-1-00107.x. PMID 8782431. S2CID 23500577.
- ↑ Smith, K. C.; et al. (2003). "Morphological, histological and histochemical studies of the gonads of ovine freemartin". Vet. Rec. 152 (6): 164–169. doi:10.1136/vr.152.6.164. PMID 12622286. S2CID 21340132.
- ↑ Wooster 2005, p. 171.
- ↑ Wooster 2005, p. 187.
- ↑ Smith, Aseltine & Kennedy 1997, pp. 95–96.
- ↑ "CFR – Code of Federal Regulations Title 21". Accessdata.fda.gov. 7 November 1996. Archived from the original on 15 April 2014. Retrieved 14 April 2014.
- ↑ Paolo Bellavite; Riccardo Ortolani & Anita Conforti (June 2006). "Immunology and Homeopathy. Experimental Studies on Animal Models". Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine. 3 (2): 171–86. doi:10.1093/ecam/nel016. PMC 1475939. PMID 16786046.
- ↑ Wooster 2005, pp. 208–210.
- ↑ Grandin, T. (ed.). 2007. Livestock handling and transport. 3rd Ed. CABI, Wallingford, UK. 386 pp.
- ↑ Gregory, N. G. 1998. Animal welfare and meat science. CABI, Wallingford, UK. 298 pp.
- ↑ Houpt, K. A. 2004. Behavioral physiology. In: Reece, W. O. (ed.). Dukes' physiology of domestic animals. 12th Ed. Cornell Univ. Press, Ithaca, New York. pp. 952–961.
- ↑ Moberg, G. P. and J. A. Mench. 2000. The biology of animal stress: basic principles and implications for welfare. CABI, Wallingford, UK. pp. 1–21.
- ↑ Moberg, G. P. and J. A. Mench. 2000. The biology of animal stress: basic principles and implications for welfare. CABI, Wallingford, UK. pp. 1–21.
- ↑ Brogden, K. A. , H. D. Lehmjuhl, R. C. Cutlip. 1998. Pasteurella haemolytica complicated respiratory infections in sheep and goats. Vet. Res. 29: 233–254.
- ↑ Kimberling, C. V. 1988. Jensen and Swift's diseases of sheep. 3rd Ed. Lea & Fibiger, Philadelphia. 394 pp.
- ↑ Gregory, N. G. 1998. Animal welfare and meat science. CABI, Wallingford, UK. 298 pp.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ "Standard Operating Procedures – sheep Mulesing". New South Wales Department of Primary Industries. Archived from the original on 6 September 2007. Retrieved 1 March 2008.
- ↑ Primary Industries Ministerial Council (2006). Model Code of Practice for the Welfare of Animals: The Sheep (PDF). Primary Industries Report Series 89 (2nd ed.). CSIRO Publishing. pp. 17–23. ISBN 978-0-643-09357-7. Archived from the original on 29 August 2016. Retrieved 1 March 2008.
- ↑ Besier, Brown; Jacobson, Caroline; Woodgate, Rob; Bell, Kevin (2010). "20. Sheep Health". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 471–486. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ "FAWC opinion on sheep lameness". gov.uk. Archived from the original on 4 June 2019. Retrieved 4 June 2019.
- ↑ Jane C. Quinn; Yuchi Chen; Belinda Hackney; Muhammad Shoaib Tufail; Panayiotis Loukopoulos (2018). "Acute-onset high-morbidity primary photosensitisation in sheep associated with consumption of the Casbah and Mauro cultivars of the pasture legume biserrula". BMC Veterinary Research. 14 (1): 11. doi:10.1186/s12917-017-1318-7. PMC 5765607. PMID 29325550.
- ↑ Mathis, Clay P.; Ross, Tim (January 2005). "Sheep Production and Management" (PDF). New Mexico State University College of Agriculture and Home Economics.
- ↑ Besier, Brown; Jacobson, Caroline; Woodgate, Rob; Bell, Kevin (2010). "20. Sheep Health". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 471–486. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ Besier, Brown; Jacobson, Caroline; Woodgate, Rob; Bell, Kevin (2010). "20. Sheep Health". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 471–486. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ "Sheep and Goats Death Loss" (PDF). usda.library.cornell.edu. National Agricultural Statistics Service. 6 May 2005. Archived (PDF) from the original on 22 January 2019. Retrieved 22 January 2019.
- ↑ "Sheep and Goats Death Loss" (PDF). usda.library.cornell.edu. National Agricultural Statistics Service. 6 May 2005. Archived (PDF) from the original on 22 January 2019. Retrieved 22 January 2019.
- ↑ Bray, AR; Gonzalez-Macuer, E. (2010). "3. New Zealand Sheep and Wool Industry". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 73–84. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ "Sheep mauled by wild dogs". Tweed Daily News. 18 January 2008. Archived from the original on 24 April 2016. Retrieved 21 January 2008.
- ↑ Lewis, Gareth (21 January 2008). "Sheep worrying leads to warning from farmers". The Daily Echo. Archived from the original on 19 January 2021. Retrieved 21 January 2008.
In total dog attacks cost the industry more than £2m a year Mr Wyeth says thousands of sheep and cattle die as a result of injuries caused by dogs every year. His warning comes at a time when ewes are in lamb and likely to abort if chased by dogs.
- ↑ Macdonald, David Whyte; Claudio Sillero-Zubiri (2004). The Biology and Conservation of Wild Canids. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-851555-5.
- ↑ "Sheep and Goats Death Loss" (PDF). usda.library.cornell.edu. National Agricultural Statistics Service. 6 May 2005. Archived (PDF) from the original on 22 January 2019. Retrieved 22 January 2019.
- ↑ Wooster 2005, pp. 79–93.
- ↑ "Effects of Wildlife Services on Predator Populations" (PDF). www.aphis.usda.gov. Wildlife Services. October 2001. Archived from the original (PDF) on 20 December 2016. Retrieved 14 August 2016.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ Ensminger 2002, pp. 917–920.
- ↑ Ensminger 2002, pp. 914–915.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ "Sheep: 2021: FAOSTAT". UN Food and Agriculture Organization. Retrieved 5 May 2026.
- ↑ Cuming, Marius (24 January 2008). "Live sheep ship-shape". North Queensland Register. Archived from the original on 16 March 2008. Retrieved 24 January 2008.
- ↑ Weaver 2005, pp. 9, 14, 105–108.
- ↑ Severson, Kim (14 September 2005). "Iceland Woos America With Lamb and Skyr". The New York Times. Archived from the original on 16 April 2009. Retrieved 27 January 2008.
- ↑ Cottle, David J. (2010). "1. World Sheep and Wool Production". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 38–40. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ Longworth, John W.; Brown, Colin G.; Waldron, Scott A. (2010). "6. Chinese Sheep and Wool Industries". In Cottle, David J. (ed.). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. pp. 143–150. ISBN 978-1-904761-86-0.
- ↑ Wooster 2005, p. ix.
- ↑ Brown, Dave; Sam Meadowcroft (1996). The Modern Shepherd. Ipswich, United Kingdom: Farming Press. ISBN 978-0-85236-188-7.
- ↑ Ensminger 2002, p. 491.
- ↑ "Sheep Poo paper". Creative Paper Wales. Archived from the original on 12 October 2007. Retrieved 1 December 2007.
- ↑ Ensminger 2002, p. 242.
- ↑ Small, Joanna (18 January 2008). "Sheep Compete With Beef". KSBR News. ABC. Archived from the original on 16 March 2008. Retrieved 27 January 2008.
- 1 2 Wilde, Matthew (20 January 2008). "Profit opportunities raising sheep". Waterloo-Cedar Falls Courier. Retrieved 27 January 2008.
- ↑ Mathis, Clay P.; Ross, Tim (January 2005). "Sheep Production and Management" (PDF). New Mexico State University College of Agriculture and Home Economics.
کتابشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Budiansky, Stephen (1999). The Covenant of the Wild: Why animals chose domestication. Yale University Press. ISBN 978-0-300-07993-7.
- Cottle, David J., ed. (2010). International Sheep and Wool Handbook. Nottingham University Press. ISBN 978-1-904761-86-0.
- Ensminger, Marion E. (2002). Sheep & Goat Science (6th ed.). Interstate Publishers. ISBN 0-8134-3116-6.
- Pugh, David G. (2001). Sheep & Goat Medicine. Elsevier Health Sciences. ISBN 978-0-7216-9052-0.
- Ryder, Michael Lawson (2007) [1983]. Sheep & Man. Duckworth. ISBN 978-0-7156-3647-3.
- Simmons, Paula; Ekarius, Carol (2019). Storey's Guide to Raising Sheep (5th ed.). Storey Publishing. ISBN 978-1-61212-981-5.
- Simmons, Paula; Ekarius, Carol (2009). Storey's Guide to Raising Sheep (4th ed.). Storey Publishing. ISBN 978-1-60342-459-2.
- Smith, Barbara; Aseltine, Mark; Kennedy, Gerald (1997). Beginning Shepherd's Manual (Second ed.). Iowa State University Press. ISBN 978-0-8138-2799-5.
- Weaver, Sue (2005). Sheep: Small-scale sheep keeping for pleasure and profit. Hobby Farm Press. ISBN 978-1-931993-49-4.
- Wooster, Chuck (2005). Living with Sheep: Everything You Need to Know to Raise Your Own Flock. Geoff Hansen (Photography). The Lyons Press. ISBN 978-1-59228-531-0.
- Sheep Production Handbook (8th ed.). American Sheep Industry Association. 2015. ISBN 978-0-9742857-6-4.

